اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی نظریۀ آخوند و نظریۀ شیخ صدوق

نسخه عربی

جلسه ۲۷

1
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  •  

  • معنای دیگری كه برای این قاعده شده همین تفسیر معروف نفی حكم به لسان نفی موضوع است. در بسیاری از مواقع است كه اهل محاوره برای تأكید در مطلب و به جهت اهتمام و عنایتی كه به رفع حكم دارند، حكم را نفی می كنند به لسان نفی موضوع. أمثله این مطلب زیاد است، لاشكّ لكثیر الشّك یكی از امثال باشد، لاصلوة لجار المسجد إلّا فی المسجد یكی از امثال است، لاسهو للامام مع حفظ المأموم یكی از موارد است یا بالعكس [(لاسهو للمأموم مع حفظ الامام)] كه در اینجا نفی حكم می شود به لسان نفی موضوع. یعنی نفی موضوع وسیله و پل و مَعْبَری می شود برای رفع حكم. به عبارت دیگر به جای اینكه شارع رفع حكم را بكند و خود را به زحمت بیاندازد برای آن احكامی كه مترتّب می شود بر موضوع در غیر این ظرفی كه بیان آن ظرف را كرده، با یك عبارت تمام آن احكام دیگر را نفی می كند. وقتی که می گوید لاشكّ لكثیر الشّك احكامی كه متعلق به شك است در غیر ظرف كثیر الشّك، تمام آن احكام را با یك جمله بر می دارد و راه خودش را راحت تر طی می كند، این را می گویند نفی حكم به لسان نفی موضوع، یعنی با وجود اینكه موضوع در خارج تكویناً واقع است و لكن إدّعاءً و مجازاً و تشریعاً نفی موضوع خارجی را می كند؛ وقتی كه موضوع خارجی نفی  شد دیگر به طریق أُوْلی حكمی كه بر آن مترتّب است او هم نفی می شود چون حكم در مرتبۀ متأخّر از موضوع است پس با رفع موضوع ادعاءً، حكمی كه متأخّر از آن است آن هم منتفی می شود.

  • وقتی كه خمری در خارج باشد احكام بر شرب آن مترتّب می شود، از حرمت و حدّ و رفع عدالت و اثبات فسق و ضمان در صورت إنبعاث یك عملی از شرب. ولكن اگر خمری در خارج نباشد هیچ كدام از این احكام دیگر مترتّب نمی شود؛ بناءً علی هذا وقتی كه در ضرورت، شارع آمد و گفت خمر نیست _ من باب مثال می گویم _ لا خمرَ فی الصّورة الضّرورة با نفی خمریت نفی می كند جمیع احكامی را كه بر شرب خمر بار می شود. این را می گویند نفی حكم به لسان نفی موضوع.