اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد و بررسی نظریۀ شیخ انصاری

نسخه عربی

جلسه ۲۵

5
  • شما زجری را إلقاء می كنید كه از این زجر هم حرمت تكلیفی را می خواهید إلقاء كنید به مخاطب و می خواهید بیان كنید و هم غیر از حرمت تكلیفی و غیر از آن حرمتی كه عقاب بر آن مترتّب است؛ می خواهید فساد خود متعلّق را بیان كنید كه قضیه، قضیۀ ارشادی است. یعنی مسأله اصلاً به حرمت كار ندارد، پس این زجر به دو مصداق تعلّق گرفته و به دو قرینۀ معینه برای این زجر، این زجر تعلق گرفته است. قرینۀ اوّل یعنی آن قیدی كه آن هویت زجر را به مخاطب إلقاء می كند. هویت زجر آیا هویت تحریم تكلیفی است؟ یعنی وقتی متكلّم دارد به مخاطب می گوید لاضرر، یعنی حرام است ضرر از تو؟ حرام است اضرار از تو؟ این است؟ این لفظ الآن به این هویت در آمده؟ این جملۀ ما به این هویت در آمده؟ یعنی حرمت تكلیفی را دارد به مخاطب بیان می كند یا اینكه نه، متكلّم در عین إلقاء این حرمت تكلیفی دارد این را هم إلقاء می كند كه نه، اصلاً حرمت تكلیفی را من كار ندارم، آن مسأله، آن معامله، آن عملی كه توأم با ضرر و اضرار است، آن عمل از ناحیۀ شارع ممضی نیست و باطل است. و بینهما بون بعید. این چه ربطی به آن دارد؟ دو كلام باید باشد، دو إلقاء باید باشد، یك إلقاء، القاء تحریم تكلیفی باید باشد، یك القاء، القاء... ، مثل اینكه شما یك لفظ مشترك را در دو معنی استعمال می كنید در عرض هم و در إفادۀ واحده. این عقلاً گفتیم محال نیست امّا عادتاً محال است.بنابراین...

  • سؤال: تلازم نیست بین این دوتا؟ تلازم ندارد؟

  • جواب: حالا آن مسألۀ تلازم را خدمتتان عرض می كنم؛ فعلاً اشكالی كه شده این اشكال این است كه برای رفع اشكال و رفع عدم اجتماع این دو معنای تحریمی و ارشادی، ما قائل به این می شویم كه لاضرر در زجر استعمال شده و زجر چون یك معنای واحدی است بنابراین می شود در عرض هم، هم ارشادی و هم تكلیفی استفاده بكنیم. ما نمی گوییم در ارشادی و در حرمت تكلیفی آن، مولا آمده استعمال كرده است. مولا آمده گفته لاضرر یعنی لاتضرّ أحدكم بأحدٍ، لاضرار یعنی لاتضار احدکم باحدٍ، معنای آن را آمده گفته، زجر را آمده گفته منتهی آن زجر چون تقسیم می شود به دو محتوی، بنابراین خودش تلازم دارد بر معنای تحریم تكلیفی و معنای حرمت ارشادی؛ امّا خود مولا آمده این را در زجر استعمال كرده؛ ما گفتیم زجر تنها، محتوی ندارد، هویت ندارد، هویت زجر یا هویت عقاب است یا آن هویت، هویت ارشاد است. هویت، هویت فساد است، اصلاً به عقاب كاری ندارد، اصلاً به تحریم كاری ندارد، اصلاً به كار مكلّف كاری ندارد، كار به آن معاملۀ خارجی دارد، كار به آن عمل خارجی دارد، كار به آن وضوء خارجی دارد كه آن وضو، وضوء ضرری است. این با همدیگر در تنافی هستند.