اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد و بررسی نظریۀ شیخ انصاری

نسخه عربی

جلسه ۲۵

6
  • بناءً علی هذا اشكالی كه بعد آمده شده، البته خب چون شخص مستشكل ظاهراً بعد مستبصر شده و به این قضیه، بعد رسیده، لذا این نظریه از این نقطۀ نظر مورد تردید قرار گرفته و با ظهور لاضرر و لاضرار كه در اینجا نفی ضرر را می كند، نه اینكه نفی می كند متعلّق ضرر را كه ضرر به عنوان مرأة برای آن متعلّقات خارجی باشد كه آن متعلّقات مورد برای احكام باشند؛ چون ظهور این است كه خود ضرر دارد نفی می شود دیگر نه اینكه متعلّق ضرر، آن وضو نفی بشود. آخر آمده اند اشكال كرده اند كه در اینجا ضرری كه آمده گفته لاضرر و لاضرار یكی از اشكالاتی كه بر این مسلك مرحوم شیخ است این است كه در اینجا لاضرر و لاضرار ظهور دارد در اینکه خود ضرر آمده نفی شده. خود ضرر آمده منهی شده. اگر ما بخواهیم ضرر را به معنای ارشاد به فساد معامله بگیریم، به فساد عبادت بگیریم، به فساد آن صومی بگیریم كه صوم ضرری باشد، بنابراین ما ضرر را متعلّق برای حكم نگرفته ایم؛ آن ضرر را مرأة گرفته ایم و عنوان مشیر برای آن مواردی كه آن موارد، احكام وضعی روی آنها می آید كه فساد باشد وعدم امضاء و این خلاف ظاهر است در حالتی كه ظاهر سیاق، سیاق این جمله، لاضرر را به عنوان خود تعلق نفی به نفس ماهیت ضرر در اینجا فرض كرده است.

  • از این نقطۀ نظر به مرحوم شیخ اشكال وارد نمی شود به جهت اینكه بالاخره ما در عنوان مشیر، در مرأة یك عنوان جامعی باید داشته باشیم، آن عنوان جامع مصادیق متفاوتی دارد. بله خود ضرر به تنهایی مورد برای تعلق فساد نیست، چون ضرر در خارج وجود دارد دیگر معنی ندارد موردی برای فساد باشد. اضرار در خارج وجود دارد، طبیعتی كه در خارج وجود دارد كه مولا نمی آید بر آن فساد بار كند؛ مولا نمی آید كه حكم غیر إمضائی بر آن بار بكند؛ ولكن این ضرر و این اضرار به عنوان یك ماهیت و یك طبیعت عموم كه انواع و اقسامی از متعلّقات و موارد داخل در پَرِ این طبیعت هستند؛ از این نقطه نظر كه می تواند متعلق برای حكم باشد. صومی كه صوم ضرری است و مضرّ به حال مكلّف است یكی از مصادیق ضرر است. وضوئی كه برای مكلف مضرّ است یكی از مصادیق ضرر است. معامله ای كه در آن غشّ، غبن، غرر و امثال ذلك باشد یكی از مصادیق برای ضرر است.گرچه آن داخل در تحت ماهیت دیگری است ولی ممكن است یك شیء به لحاظ های متعددّه داخل در تحت عناوین متعددّه ای باشد. لذا ما می گوییم در باب جمع ممكن است از یك نقطۀ نظر بر یك موضوعی امر بیاید، از یك نقطۀ نظر بر موضوعی نهی بیاید.