جلسه ۲۴
2روی این حساب لاضرر در اینجا می شود اسم مصدر؛ وقتی كه اسم مصدر شد، شما دلیلی برای اینكه به معنای نهیی بكار ببرید ندارید چون شما در همین جا می توانید لاضرر را به معنای نفی جنسی بگیرید و به مراد خودتان هم برسید،لا ضرر نفی ضرر خارجی می كند منتهی چون ما می بینیم در خارج ضرر واقع هست بنابراین ما از اینجا پی می بریم به اینكه منظور جعل تسبیب است؛ نفی جعل تسبیب به ضرر شده، احكام مجعوله برای ضرر در اینجا منتفی است یعنی شارع حكم امضایی ضرری جعل نكرده، نه حكمی را جعل كرده كه خود آن حكم، حكم ضرری باشد و نه حكمی كه امضاء ضرر را بكند، آن حكم را هم شارع جعل نكرده، بنابراین كلام روی آن حقیقت خودش استوار است و ما دیگر دلیلی برای مجازیت نداریم، بنابراین، این تحویل نفی را به نهی كه خودش مجاز است در این صورت می شود طریق بلادلیل؛ این اشكالی كه بر نظریۀ مرحوم شیخ الشریع شده.
می آییم در قضیۀ لاضرار. در اینجا هم فرموده اند كه گرچه لاضرار در اینجا اشكالی ندارد براینكه دلالت بر نهی بكند كه لاضرار معنایش این می شود كه: لا تضارّ أحدكم أحداً، و در اینجا دیگر ضرار به معنای اسم مصدر نیست بلكه به معنای مصدر و انتساب به فاعل است و اشكالی ندارد و منظور در اینجا نهی است. گر چه در اینجا دلالت بر نهیش بلا مانع است ولكن استفاده ای كه شما در اینجا كردید، استفادۀ تحریم، فقط تكلیفی، فقط این استفادۀ تكلیفی كافی نیست بلكه ما می توانیم استفادۀ احكام وضعی و استفادۀ جعل تسبیب به عدم اضرار را در اینجا بكنیم چطور اینكه بعداً این بحثش را هم می آییم می گوییم كه چطور شارع در قاعدۀ لاضرار جعل تسبیب می كند احكام رفع اضرار را در مقام قا نونگذاری و در مقام جعل سبب، این در آنجا می آید، البته این اشكال به شیخ الشریعه وارد نمی شود به جهت اینكه ایشان فقط این مقدار را بیان كردند كه لاضرر ولاضرار دلالت بر نهی می كند گرچه ما از این نهی فقط استفادۀ حكم تكلیفی می كنیم و حكم وضعی را استفاده نمی كنیم ولی در اینكه این لاضرار دلالت بر نهی می كند بنابراین نظر معترضین و مستشكلین با ایشان یكی است، بله شما در اینجا با استفادۀ بر نهی مسائل دیگری هم استفاده خواهید كرد، چطوری كه عرض كردم بعداً می آییم می گوییم؛ اگر چه این قاعده دلالت بر نهی بكند باز نظر مرحوم شیخ الشریعه وافی به بیان دلیل نیست، بلكه دلیل بیش از آن را می رساند كه احكام، احکام وضعی است.

