اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد و بررسی نظریۀ شیخ الشریعه (3)

نسخه عربی

جلسه ۲۳

6
  • مطلب ديگري كه در اينجا هست اين است كه ايشان از صاحب عناوين هم كه سيد فتاح باشد، آمدند اين را نقل كردند مبني بر اينكه ايشان هم قائل است بر اين كه سياق روايت، تاييد مي كند اين دلالت نهي را. كه اين سياق هم يك ادّعا است و سياق يك وقتي به عنوان قرينۀ معينه مورد لحاظ قرار مي گيرد، يك وقتي به عنوان رجحان مي خواهد مورد لحاظ قرار بگيرد؛ در هر دو شقّش اشكال است. اگر به عنوان قرينۀ معينه باشد، نخير سياق در اينجا قرينۀ معينه نيست بلكه در اينجا راجح است، قرينۀ معينه در اينجا مخدوش است؛ اگر شما بگوييد سياق روايت كه، لاضرر و لاضرار باشد به عنوان نهي است مانند … فَلاٰ رَفَثَ وَ لاٰ فُسُوقَ وَ لاٰ جِدٰالَ فِي اَلْحَجِّ … ﴿البقرة، 197﴾ كه در آنجا مي گويند نهي لحاظ شده، دراين صورت قرينۀ راجحه مي تواند باشد، درست است، قبول داريم، ولكن در اينجا ما اين قرينۀ راجحه را هم باز نمي توانيم بپذيريم چون در مورد لاضرر و لاضرار سياق، همان سياق نفي است نه اين كه سياق نهي است و اين ادّعايي است بدون دليل.

  • بنابراين ماحصل كلام مرحوم شيخ الشريعه اين شد كه لاضرر و لاضرار دلالت بر نهي مي كند؛ وجوهي را براي تاييد اين احتمال، ايشان ذكر كرده اند كه در تمام اين وجوه خدشه وارد مي شود و كلام ايشان نمي تواند إحراز بشود، اين كلام مرحوم شيخ الشريعه است تا بعداً برويم سراغ ساير احتمالاتي كه در اين قاعده ذكر كرده اند تا ببينيم كدام يك از آن احتمالات در اينجا راجح است.

  • سؤال: ......

  • جواب: خب وقتي كه سرّ‌ فاش بشود، ديگر شيرازۀ امور از دست مي رود.

  • سؤال: .....

  • جواب: كمك بگيريد.

  • سؤال: ....

  • جواب: شما كتمان بكنيد، خود كتمان برايتان قوام مي آورد، شما را صبور مي كند، متحمّل مي كند در تحمّل مشكلات. و ممكن است به واسطۀ همين كتمان، فرج و اينها هم براي انسان پيدا بشود. تا اين كه شما فرض بكنيد كه مشكلاتتان را، مسائلي كه پيدا مي شود و شايد سرّ باشد، شما برويد اين را به ديگران بگوييد، خب اين إفشاء مي شود و آن به آن مي گويد، فلان مي كند و خلاصه شيرازۀ كار از دست در مي آيد و كار پخش وپلا مي شود و آن حالت اطمينان و ارتكاز و سكونت و طمأنينه اي كه در كتمان پيدا مي شود، طبعاً آن هم از بين مي رود؛ همين رواياتي كه داريم كه مؤمن سؤال نمي كند از مؤمن ديگر، حيات، عزت، متانت، آن علوّ مؤمن بالاتر از اين است كه سؤال كند، اينها به خاطر...