جلسه ۲۳
3مطلب ديگر اينكه مي فرمايند در بعضي از روايات داريم - كه ايشان اين روايت را ترجيح مي دهند - كه «لاضرر ولاضرار علي مؤمنٍ» خب به مناسبت و تطبيق بين صغري و كبري كه لاضرر و لاضرار علي مؤمن هست چون جهت ايمان در اينجا لحاظ شده است، معنايش معناي نفي ضرر ديگر نمي شود باشد، ضرري بر مؤمن نيست در حالتي كه ما مي بينيم نه خير، در خارج ضرر بر مؤمن هست. ضراري بر مؤمن نيست در حالتي كه مي بينيم ضراري بر مؤمن هست؛ پس به قيد علي مؤمن اين علي مؤمن قرينه مي شود و تاييد مي شود كه منظور از لاضرر، «لا تضرّوا» ي نهي است. بر مؤمن ضرر روا مداريد، مؤمن را أذيت نكنيد، كه اين معنا، معناي تحريمي است به مناسبت بين علي مؤمن و لا ضرر.
اشكالي كه در اين صورت باز به ايشان وارد مي شود اين است كه اوّلاً خود شما قبول نداريد كه علي مؤمن در اين آمده، شما لاضرر و لاضرار را قبول داريد و قيد علي مؤمن را اضافه مي دانيد، آن وقت چگونه ممكن است كه علي مؤمن را به عنوان قرينۀ معينۀ براي تحريم ذكر كنيد؟! يك وقتي شما علي مؤمن را قبول داريد و مي گوييد قاعده با علي مؤمن آمده، خب اين يك مسأله؛ يك وقتي شما اين علي مؤمن را قبول نداريد، مي گوييد در بعضي ها علي مؤمن هست، در بعضي ها في الاسلام است و در بعضي ها هم چيزي ندارد. اين اشكال اوّل.
اشكال ديگر اينكه علي مؤمن باعث قرينۀ معينه نمي شود، بله مناسبت حرمت و نهي را از ديگر مناسبات راجح قرار مي دهد امّا نه اينكه به عنوان يك قرينۀ معينه بيايد و شما استفادۀ تحريم بكنيد و بعد بقيۀ احتمالات را دفع كنيد و بعد روي اين احكام بار كنيد؛ لاضرر و لاضرار يعني چه؟ حالا ما با نفي عمل مي كنيم، يعني ضرري بر مؤمن نيست در اسلام، ضراري بر مؤمن نبايد باشد، ضراري بر مؤمن نيست، خب استفادۀ نهي هم ما در اينجا مي كنيم، استفادۀ نفي هم مي كنيم؛ ما در وهلۀ اوّل مي گوييم استفادۀ نفي است و از اين نفي هم استفادۀ نهي مي شود. اين قضيه كجايش اشكال دارد؟ پس بنابراين علي مؤمن درست است قرينه مي شود براي اين كه دلالت نهي بهتر است ولي قرينۀ معينه هيچ وقت نخواهد شد، مضافاً به اين كه اصلاً علي مؤمن نداريم؛ در بعضي از روايات داريم و شما هم اين را قبول نداريد.

