جلسه ۲۲
6بعد ایشان آمدند گفتند كه خیلی خب حالا ما یك مواردی را برای شما مثال می زنیم كه این موارد تمامشان لا در اینجا دلالت بر نهی می كند. این موارد چیست؟ مثلاً فرض كنید كه من باب مثال در اینجا كه می گوید لا شغار فی الاسلام، شغار آن نكاحی است كه سابق در جاهلیت می كردند این دخترش را به آن می داد در قبال دختری كه این از آن می گیرد؛ خب این حرام است و باطل است و اینها. لا شغار فی الاسلام و یا … فَلاٰ رَفَثَ وَ لاٰ فُسُوقَ وَ لاٰ جِدٰالَ فِي اَلْحَجِّ … ﴿البقرة، ١٩٧﴾ خب یعنی لارفثوا ولافسقوا و لاتجادلوا فی الحج، لا در اینجا به معنای نهی است.یا فرض كنید كه ایشان فرمودند … أَنْ تَقُولَ لاٰ مِسٰاسَ … ﴿طه، ٩٧﴾ حضرت موسی به آن سامری وقتی که انحراف ایجاد کرد گفت أن تقول لامساس و آن هم یك جوری شده بود، حالتی در او پیدا شده بود كه كسی که می خواست به او دست بزند می گفت دست نزن به من، در اینجا لا مساس، لا تمسّنی هست، به معنای نهی در اینجا آمده. یا لا خصاءَ فی الاسلام این كوبیدن بیضۀ حیوانات در اسلام خب حرام است و اشكال دارد و اینجا نهی آمده.لا بنیان كنیسة فی الاسلام، لا حماء في الاسلام، یا فرض كنید كه لا سبق الّا فی خف اَو حافر اَو نسل که در اینجا لا به معنای نهی آمده، لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق که در اینجا لا به معنای نهی آمده، لا غشّ بین المسلمین كه در تمام این موارد و موارد دیگری كه ایشان ذكر كردند لا جلب و لا شغار... دیگر اینها را من نیامدم بگویم، اینها همه دلالت می كند كه لا در اینجا به معنای نهی آمده؛ پس معلوم می شود به قرینۀ وحدت سیاق، لاضرر و لاضرار هم در اینجا لا به معنای ناهیه است گرچه لا در اینجا نفی جنس است.

