اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد و بررسی نظریۀ شیخ الشریعه (2)

نسخه عربی

جلسه ۲۲

4
  • و اما مطلب دومی كه ایشان می فرمایند كه بله، نفی حكم به لسان نفی موضوع هست ولی نه در اینجا بلكه در موارد حكومت. جواب به ایشان این است كه این تحدید را شما از كجا آوردید؟ خب بله یكی از آن موارد حكومت است، یكی هم همین جا. چه اشكال دارد كه شارع بیاید یك حكمی را بردارد به لسان موضوع؟ شما در محاوره مگر نمی بینید؟ مگر اشكالی دارد در محاوره؟ مگر اشكالی دارد؟ وقتی كه مولا به عبدش می گوید تو[(داخل)]این صندوق من پول وجود ندارد یعنی چه؟ یعنی دست نزنی ها. دارد نفی حكم می كند، [عدم] جواز تصرف را می كند به لسان نفی موضوع. در این كیف من پول وجود ندارد.

  • سؤال: لازمه اش این می شود كه احكامی كه در ادیان سابق بوده احكام ضرری بوده

  • جواب: نه، ایشان در اینجا این را نمی گویند. ایشان می گویند چون مانحن فیه و مقام ما از مورد حكومت خارج است پس بنابراین لا در اینجا برای نفی حکم به لسان نفی موضوع نیست. نفی حكم به لسان نفی موضوع در موارد حكومت است و لاضرر از موارد حکومت خارج است؛ ایشان این را می خواستند بگویند. بله درست است لاضرر از موارد حكومت خارج است ولی اینكه شما آمدید محدود كردید قضیه را به اینكه حتماً لا باید در آنجایی بیاید كه مورد، مورد حكومت باشد این از كجا؟ چه دلیلی بر آن هست؟ بله در موارد حكومت، لا ربا بین والد و ولده و لاشك لكثیرالشك، لا سهو فی السهو و امثال ذلك، تمام اینها جزء موارد نفی حكم به لسان نفی موضوع هست و از موارد حکومت است و قبول هم داریم امّا این كه لائی كه برای نفی حکم به لسان نفی موضوع است این فقط باید در مورد حكومت باشد، این را شما از كجا اثبات می كنید؟ ما این همه مواردی داریم كه این موارد همه نفی حكم است به لسان نفی موضوع. همین لارفث و لا فسوق و لا جدال فی الحج چی؟