جلسه ۲۲
3در اینجا ما می گوییم كه لاضررَ و لا ضرارَ فی الاسلام خب ما حكمی برای ضرر نداریم که شما می آیید در اینجا بعضی از افراد ضرر را خارج می كنید.یك حكمی برای ضرر هست در همۀ ادیان، در همۀ ملل، در یهود، در نصاری، در زرتشتیها، در صابئین، در سایر اقوام و اینها، بعد شما می آیید از ضرر اسلام این را خارج می كنید، می گویید ضرر و ضرار در اسلام نیست.یعنی حكم ضرر و ضرار در اسلام نیست، آن حكمی كه قبلا برای ضرر وضرار بود در ادیان گذشته، در اسلام این حكم نیست به لسان نفی موضوع تعبداً در اسلام. اینكه اینجوری نیست! ما حكمی برای ضرر و ضرار نداریم تا شما بخواهید این را خارجش بكنید. ما اصلاً می خواهیم برای ضرر و ضرار جعل حكم بكنیم نه اینكه می خواهیم این را از تحت آن افراد خارج كنیم؛ پس بنابراین این مورد ما كه قاعده باشد این لا برای نفی حكم به لسان نفی موضوع نمی آید. این محصَّل مطلب ایشان.
و اما جواب اول كه ارادۀ سبب و اطلاق مسبب كه ایشان فرمودند معهود نیست، این چرا معهود نیست و چه اشكالی دارد - همانطوری كه دیروز عرض كردیم - مجازاً چه اشكالی دارد كه مولا بیاید مسبب را بگوید و اراده بكند آن حكم را؟ می گوید لاضرر و لاضرار فی الاسلام. ضرر و ضراری نیست ولی منظور و ارادۀ مولا نفی حكم است، حكمی كه مسبب ضرر است، در اسلام نیست؛ احكامی كه تجویز ضرر می كند، در اسلام نیست؛ تسبیب به ضرر، در اسلام نیست؛ این احكام در اسلام نیست. حالا یا احكام از ناحیۀ شارع باشد در احكام خصوصی مانند وجوب وضو برای كسی كه وضو برای او اشكال دارد؛ وجوب صیام برای كسی كه صیام برای او اشكال دارد؛ وجوب سفر به حج با وجود خطر در طریق كه در اینجا مهلكه است كه تمام اینها احكامی است از ناحیۀ شارع كه خود این حكم موجب ضرر است. این نیست.یا احكامی از طرف شارع باشد كه اضرار كسی بر كسی را تجویز بكند، آنها هم از ناحیۀ شارع نیست. پس در اینجا چه اشكال دارد كه ما لا را به معنای نفی مسبب و ارادۀ تسبیب به مسبب قرار بدهیم؟ یعنی احكامی كه مسبِّب برای این مسبَّبند، سبب برای این مسبَّبند، سبب برای ضرر هستند، آن احكام را در اسلام جعل نكردیم و وجود ندارد. این چه اشكال دارد؟ این مجازاً چه اشكال دارد كه شارع اراده بكند؟ این یك.

