جلسه ۲۲
2یا فرض كنید كه یك حكم كلّی برای ربا آورده، این احكام كلی كه برای ربا هست، آیاتی كه هست فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اَللّٰهِ وَ رَسُولِهِ … ﴿البقرة، ٢٧٩﴾یا اینكه فرض بكنید كه آیاتی كه مربوط به ربا هست و اینها یك حكم كلی برای ربا آورده، كسی كه ربا بگیرد، یك درهم ربا مثل هفتاد مرتبه زنا در خانۀ خدا می ماند با محارم و امثال ذلك. بعد می آید می گوید لاربا بین الوالدِ و ولدِهِ اصلاً ربا را بین والد و ولد بر می دارد، در حالتی كه بین والد و ولد ربا هست، ولی حكم ربا ندارد كه تحریم است؛ حكم ربا ندارد؛ ربا یعنی زیاده، زیاده خواهی، رَبوَه یعنی جای بلند. شخصی كه یك پولی را می دهد، آن زیادی كه می گیرد بیشتر می گیرد از آن مقداری كه داده. این زیاده آیا هست یا نیست؟ زیاده كه هست شكی در آن نیست؛ ولیکن تعبداً و ادعائاً این زیاده را نفی می كند. می گوید اصلاً این زیادی وجود ندارد بین والد و ولد. چرا؟ به جهت اینكه جیب والد و جیب ولد یكی است، فرقی نمی كند. پس بنابراین این انگار از این جیبش در آورده در آن یكی ریخته. این هم در اینجا می شود حكومت و در اینجا نفی حكم است به لسان نفی موضوع و ما بسیار داریم. در موارد حكومت همین طور است كه نفی حكم است به لسان نفی موضوع و ایشان می فرمایند این قسم تعبیرات، در موارد حكومت می آید.تعبیر به حكومت نمی آورند؛ در تقریری كه من می كنم این هست.
در موارد حكومت می آید كه یك حكم عامی قبلاً آمده، بعضی از این افراد را مجازاً و ادعائاً مولا از تحت این عام خارج می كند حكمش را به لسان خروج موضوع. مثل اینكه می گوییم أكْرِمِ العلماءَ بعد می گوییم زیدٌ لیس بعالمٍ. چطور در اینجا ما ادعائاً این زید را از تحت عالم خارج كردیم در حالی كه واقعاً عالم است. خب یك وقتی بگو أكرمِ العلماء بعد بگو لا تُكرمْ زیداً، این می شود تخصیص.در مورد تخصیص خروج حكمی است ولكن آن موضوع به مصداقیت خودش حقیقتاً و واقعاً در تحت آن عام باقیست. ولكن در مورد حكومت خروج حكمی نیست،خروج موضوعی است كه به تبع آن، خروج حكمی است. آن خروج حكمی ادعائی و تعبدی است. این فرق بین حكومت و تخصص و تخصیص است.

