اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد و بررسی نظریۀ شیخ الشریعه (1)

نسخه عربی

جلسه ۲۱

4
  • سؤال : ...

  • جواب : به معنای انشاء می آید دیگر. البته در اینجا به معنای طلبی نیست حالا در طلبی اش هم صحبت می کنیم در اینجا که می گوید زوجتی طالق و یا فرض کنید که عبدی معتق. در اینجا طلب نمی کند فقط انشاء می کند فقط ایجادی و ایجابی.

  • امّا اینی که در اینجا « لا» ی نافیه به معنای « لا» ی ناهیه آمده مجازاً و اِراده شده « لا» ی ناهیه، آن جهت مصحّحیتّش عبارت است از تناسب بین « لا» ی ناهیه و نافیه در نفی، هر دو نفی می کنند. « لا» نافیه نفی تکوینی می کند و « لا» ی ناهیه نفی می کند اعتباراً، در عالم اعتبار و در عالم انشاء. یعنی طلب انتفا را می کند « لا» ی ناهیه و چون هر دو دلالت بر نفی می کنند، می شود « لا» ی نافیه را مجازاً در ناهیه به کار برد و عنایتش هم عنایت تأکید است. چون در «لا» ی نافیه، وقتی مولا می آید نفی می کند مسئله را مفروض و مفروغٌ عنه جلوه می دهد. نه تنها می گوید این کار را نکن بلکه می گوید این کار وجود خارجی ندارد. و در محاورات هم ما زیاد می بینیم که برای جلوه دادن زجر و یا بعث به سمت فعل، از جملۀ نافیه یا از جملۀ مُثبِته استفاده می شود. مانند ...

  • ... همان طوری که بحثش گذشت برای انجام یک فعل چطور می گوییم از یک فعل ماضی استفاده می کنیم، در بعتُ و إشتریتُ یا أنکحتُ و امثال ذلک، چطور ما از فعل ماضی استفاده می کنیم که فعل ماضی دلالت بر ثبوت یک أمر در مامضی دارد نمی خواهد بگوید من الان دارم این عمل را ایجاد می کنم و انشاء. بلکه می گوید اصلاً این عمل واقع شده، صحبتش را دیگر نباید بکنیم. اصلاً حرفش را دیگر نباید بزنیم. أنکحتُک، اوه! نکاح دیگر تمام شده قبلاً. بعتُ، فروختم. قبلاً به شما من این را فروختم. اصلاً این خرید و فروش در عالم ذر انجام گرفته. این نکاح من در عالم ذر انجام گرفته. و چون این مسئله در عالم خارج واقع نشده اعتباراً این را مفروض می دانند نه واقعاً. در مورد «لا» ی نافیه هم می گویند همین طور است.