جلسه ۲۰
5در اینجا مشهور آمدند مبتنی کردند این مساله را، یعنی بر این مبنی، بنایی قرار دادند که آنچه را که روایت و قاعده در صدد بیان اوست او این است که شارع احکام ضرری جعل نکرده، همین، یعنی جعل نکرده، ساکت است. امّا اگر در یک مورد من باب مثال ما ندانیم که آیا حکم در اینجا چیست؟ می توانیم بگوییم که شارع در اینجا حکم ضرری جعل نکرده. امّا چی در اینجا بجایش گذاشته؟ در آنجا دیگرساکت است. مشهور به این معتقد هستند. اگر در یک واقعه من باب مثال ما گیر کردیم و ندانستیم حکم شارع در اینجا چیست؟ ما در اینجا نمی توانیم بگوییم شارع در اینجا یک حکم ضرری جعل کرده چون با لاضرر آن حکم را از خودش نفی کرده ولی در مقابل این چه حکمی را آورده؟ دیگر این لاضرر در صدد بیان او نیست یعنی لاضرر در مقام جعل حکم خلاف ضرری نیست در مقام نفی حکم ضرری است، لاضرر نیامده تسبیب به رفع ضرر در اینجا بکند و جعل حکم غیر ضرری کند، آمده گفته که من ضرر را بر شما جعل نکردم، من حکم ضرری نیاوردم. این را مشهور در اینجا قائل به آن هستند.
در اینجا خب اشکال این که آیا این مطلب تمام است یا تمام نیست این مساله می ماند برای بعد. ولی نکتۀ مهمی که در اینجا هست این است که اصلاً ضرر را چه به معنای اضرار بگیریم وچه به معنای منقصت بگیریم شارع نیامده است احکام خود را بر اساس متفاهم عرفی بنا کند که آیا عرف از این ضرر، ماهیت مرغوبٌ الیها می داند یا ماهیت مرغوبٌ عنها می داند، نخیر. شارع آمده حکم خود را بر اساس مفهوم عقلی در اینجا بار کرده، عقل در اینجا چه حکمی می کند؟ عقل در اینجا حکم به ضرر می کند یا نمی کند؟ یعنی بار حکم را به دوش عقل گذاشته نه اینکه بگوید: ای عرف آیا شما از ضرر، مرغوبٌ الیها می فهمید تا من بیایم در اینجا نهی کنم؟ ای عرف! شما این را مرغوبٌ عنها می دانید تا من در اینجا نهی کنم؟ بالاخره شارع در اینجا در لاضرر نفی جعل کرده یا نهی جعل کرده؟ کدامیک از اینها؟ این است قضیه. اگر نهی جعل کرده باشد که خب لاضرر در اینجا دیگر به معنای نفی نیست . اگر لاضرر در اینجا به معنای نفی است خب نهی در اینجا نیست، آن وقت نهی می شود دلالت التزامش.

