جلسه ۲۰
4دوم اینکه ما بیاییم و ضرر را ماهیت مرغوبٌ عنها بدانیم. شاید در لغت هم همین باشد که ضرر ماهیتی است مرغوبٌ عنها. مردم بدشان می آید، مردم نارحت می شوند. البته بهتر این است که این ضرر را ما دیگر به معنای اضرار ندانیم، همان به معنای اسم مصدری که منقصت است می دانیم، یعنی منقصت، حرج، ضیق، چه از ناحیۀ شارع و چه از ناحیۀ مکلفین، این منقصت و این ضیق در اینجا مرغوبٌ عنها است. فرض کنید نماز با حال تب ایستاده خواندن که موجب اذیت بشود این مرغوبٌ عنها است. وضوی با آب سرد برای مریض مرغوبٌ عنهاست. در آن روایت امام صادق علیه السلام، قاتلهم اللَه هلّا سئلوا؟ آن بدبخت مریض را که تب داشت، نمی دانم چه اش بود، جنب شده بود وفلان، بجای اینکه تیممش بدهند برداشته بودند کرده بودند در حوض و در آورده بودند! توی آن سرما! مُرد. گفتند چرا سوال نکردند؟ چرا مساله را نپرسیده برداشتند و...؟ این ضرر بر این است، اضرار بر این است. یعرف هذا و امثالُهُ من کتاب اللَه، در آن مسّ بر جبیره و امثال ذلک. خب این هم ماجعل اللَه علیکم فی الدین من حرج. پس بنابراین ضرر به معنای ماهیتی است که این ماهیت مرغوبٌ عنهاست، مردم بدشان می آید خوششان نمی آید. حالا که اینطور شد، پس بنابراین شارع در مقام عدم تحقق این ماهیت باید جعل کند عدم تسبیب به تحقق این منقصت و این ضرر را. یعنی شارع باید با لسان نفی در اینجا، لاضرر، بیاید بگوید در اسلام حکم ضرری ، حکم ضیق، حکم حرجی ، حکمی که شما به آن رغبت ندارید، مورد انزجار شما است برداشته می شود. چرا شارع بیاید این کار را بکند؟ بخاطر اینکه ممکن است توهم پیدا بشود که شارع احکام ضرری را جعل کرده، به جهت رفع توهم جعل حکم ضرری، شارع می آید اصلاً اصل آن حکم ضرری را در اینجا بر می دارد. چطور اینکه قول مشهور هم همین است.

