جلسه ۲۰
3اشکال سوم این است که اصلاً در بعضی از موارد مرغوبٌ عنها یا الیها بودن لحاظ نمی شود. اضرار یک معنایی دارد اوسع از التفات به نفع و التفات به ضرر که همان منقصت باشد. فرض کنید که شخص غافلی که اصلاً غفلت دارد ، دارد ورزش می کند یکدفعه با پا می زند دست یکی را می شکند. اصلاً در اینجا مرغوبٌ الیها و مرغوبٌ عنها بودن لحاظ نشده، نفس الفعل در اینجا موجب اضرار است نه اینکه مرغوبٌ عنها یا مرغوبٌ فیها بودن. یا شخص نائمی که فرض کنید یک شیشه ای را می شکند، نفس الفعل اضرار است نه جنبۀ مرغوبٌ الیها بودن و نه مرغوبٌ عنها بودن، اصلاً اینها لحاظ نشده. فرض کنید اصلاً شما این را ضرر نگویید. این هم اشکال سوم.
و رابعاً اینکه شما در آن مواردی که می بینید شارع در آنجا آمده خیلی از احکام ضرری را برداشته اگر قرار بر این باشد که منظور از ضرر در اینجا نهی باشد که بواسطۀ حکم تکلیفی در اینجا تعلق می گیرد، شارع به واسطۀ حکم تکلیفی در اینجا دارد اضرار را بر می دارد که مرغوبٌ الیها باشد، اگر اینطور باشد دیگر معنا ندارد شارع از احکام خودش نهی بکند ، یعنی چه؟ شارع بگوید من نهی می کنم از اینکه در احکام من تسبیب به ضرر باشد؟ یعنی چه؟ نفیش درست است. شارع بیاید بگوید که در احکامی که من برای شما آوردم در آنجا احکام مجعولۀ برای ضرر نیست. امّا اینکه من نهی می کنم که نباید در احکام من اینها باشد. نهی یعنی چی؟ نهی مخاطب می خواهد نهی متعلَّق می خواهد ، نهی مورد مخاطب می خواهد، به عکس نفی که در نفی، فقط نفس الفعل برداشته می شود، نفس الحدث برداشته می شود. نفس الوجود فقط در آنجا منتفی است امّا جنبۀ خطاب و اینها اصلاً در اینجا ندارد. پس بنابراین اینی که ما بیاییم ضرر را به معنای اضراری بدانیم که آن اضرار مرغوبٌ الیها هست و مطابق با مشتهیات و قوا و امیال نفسانی هست و لذا شارع برای ردع و منع نیازی به نهی و تحریم تکلیفی دارد، در این صورت، ضرر به این معنا خلاف است. این یک.

