جلسه ۱۸
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
بحث راجع به مفاد ضرر و ضرار بود. عرض شد که در لغت، در لسان العرب و غیره، ضَرَّ و اَضَرَّ و ضارَّ را به یک معنا گرفتند و بعضی از لغویین در معنای ضر و ضار به مناسبت با قاعدۀ لاضرر و لاضرار آمدند ضر را به معنای ضرر به یک فرد و تعدی از واحد تلقی کردند و ضِرار و ضار را به معنی طرفین، البته گفتند که باب مفاعله برای مشارکت میآید مانند باب تفاعل ولی در باب تفاعل جنبۀ فاعلی طرفین مطرح است مانند تضاربَ زیدٌ و عمروٌ، ولی در باب مفاعله جنبۀ فاعلی و مفعولی هست، ضارب زیدٌ عمراً.
بعضیها آمدند این مسئلۀ مشارکت را منفی دانستند و این را مربوط به بعضی از موارد استعمال باب مفاعله میدانند، ولی در بسیاری از موارد همان طوری که عرض کردیم سافَر، باعَد، خالَف، عاقَب، عاقَبتُ اللص و امثال ذلک، اینها هیچ کدام دلالت بر مفاعله و مشارکت طرفین نمیکند. از این نقطۀ نظر باز ضرار نمیتواند معنای مفاعله در او لحاظ شده باشد به معنای مشارکت، بعضیها آمدند باب مفاعله را به معنای قصد و سعی در عمل گرفتند که مفاد هیئت علاوۀ بر مبدأ، جنبۀ قصد در آن لحاظ شده، سابَقَ یعنی سعی در سبقت، قاتَلَ یعنی سعی در قتل، یک وقتی میگوییم قَتَلهُ یک وقتی میگوییم قاتَلهُ یعنی سعی کرد و کوشید و اهتمام کرد به این، باز اگر ما موارد استعمال این باب را لحاظ کنیم میبینیم که اصلا در بعضی از موارد به مقتضای ماده، این سعی میآید والا خود باب مفاعله دلالت بر سعی هم ندارد.
بعضی مانند مرحوم کمپانی، مفاد هیئت مفاعله را در تعدی آن فعل مجرد، به غیر حرف قرار دادند مانند جَلَسَ الیه و جالَسَهُ، که جلس با الی متعدی میشود و این جالس با آن ها، البته در بسیاری از موارد ما باز میبینیم که معنای مفاعله با معنای مجرد یکی است یعنی وقتی که خود اسم مجرد متعدی میشود، این هم همین است. در ضَرَبَ همین است، ضَربَهُ و ضارَبهُ، فرقی نمیکند.

