جلسه ۱۸
3میماند یک وجه و آن وجه این است که ضرار را ما از باب مضارّه یعنی از باب مشارکت بدانیم، که در اینجا لاضرار گفتن معنای خودش را میدهد. لاضرر و لاضرار یعنی نه ضرر ابتدایی از کسی در اسلام محقق است و نه ضرر به عنوان تلافی آن ضرر، در اسلام مجعول است. و این قاعده نظیر قواعد قصاص و موازات قصاص با خود اصل جرم است، وَ كَتَبْنٰا عَلَيْهِمْ فِيهٰا أَنَّ اَلنَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ اَلْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَ اَلْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ اَلْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ اَلسِّنَّ بِالسِّنِّ وَ اَلْجُرُوحَ قِصٰاصٌ …﴿المائدة، ٤٥﴾ یا وَ إِنْ عٰاقَبْتُمْ فَعٰاقِبُوا بِمِثْلِ مٰا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصّٰابِرِينَ ﴿النحل، ١٢٦﴾ و امثال ذلک که جهت عدالت در قصاص و عدالت در تلافی را میرساند. و ان تعفوا فهو خیر لکم که جهت اول، جهت عدالت است، بعد جهت ایثار و عفو و از خودگذشتگی است. خب بله این معنا معنای درست و صحیحی است، ولکن با توجه به اینکه پیغمبر اکرم این مطلب را بعد از جملۀ انت رجل مضارّ فرمودند و در آنجا جهت مشارکت بین الاثنینی که معنا نداشت، سمره ضار بود نه آن شخص انصاری، و پس از آن میفرمایند لاضرر و لاضرار، و با توجه به این که در آیات قرآن اغلب موارد اگر نگوییم همۀ موارد بدون توجیه، این عنوان مضارّه به شخص واحد اطلاق شده … لاٰ تُضَارَّ وٰالِدَةٌ بِوَلَدِهٰا وَ لاٰ مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ … ﴿البقرة، ٢٣٣﴾…. لاٰ يُضَارَّ كٰاتِبٌ …﴿البقرة، ٢٨٢﴾ که در تمام اینها یک جهت در اینجا لحاظ شده نه بین الاثنینی بودن. بنابراین استفاده میشود که در فرهنگ قرآن و در فرهنگ روایات در صورتی که قرینه وجود نداشته باشد، مضارّه به همان معنای ضرر است، اضرار به غیر است یعنی همان طوری که در لسان العرب معنا شده که ضر و اضر و ضار همه به معناً واحد. فلهذا این اطلاق ضارّ به معنای اضرّ این خیلی بلاوجه نمینماید و ضرار در اینجا به معنای اضرار است، مضافا به اینکه وقتی که اصل ضرر منفی شد تلافی به ضرر هم طبعا منفی است یعنی یک بحثی است قلیل الجدوی و لا طائل تحته، که وقتی شما اضرار ابتدایی را منفی میکنید خب آن اضرار مقابلهای هم در تحت همین اضرار درمیآید، چه اینکه من بگویم ابتداءً اضرار مجعول نیست و محرم است یا اینکه در مقام تلافی و مقابله اگر اضرار بشود، پس آن هم محرم میشود، چون آن مقداری که با او برابری میکند خب مساوی میشوند و به قول معروف یر به یر میشوند، آن مقدار اضافی میشود اضرار ابتدایی، پس این جهت بین الاثنینی بودن در اینجا، دیگر لحاظ و معنایی ندارد. لاضرر در اینجا چه میشود؟ لاضرر دیگر در اینجا حکم و مجعول تشریعی ابتدایی میشود، یعنی لاضرر در اینجا دیگر به معنای اسم مصدر میشود، لاضرار به معنای اضرار میشود. لاضرر دیگر در اینجا خود اصل الضرر میشود، اصل الضرر در اسلام و در احکام، مجعول نیست. این یک.

