جلسه ۱۸
2بعضی آمدند این باب مفاعله را به معنای استمرار قرار دادند مانند تاکید و استمرار، مثل قاتل که به معنای استمرار در قتل است، باعد یعنی استمرار در بُعد، یک وقتی میگوییم بَعُدَ یک وقتی میگوییم باعَد، یعنی خیلی دور شد که این به معنای تاکید است، یا به معنای استمرار است.
بناءً علی هذا از مجموع آنچه که از کتب لغت و از استظهارات دیگران استفاده میشود این است که لاضرر و لاضرار به یک مفاد است، یعنی ضرَّ با ضِرار و ضارَّ در اینجا به یک معنا است خصوصا این که جهت استمرار در اینجا لحاظ شده، چون پیامبر اکرم به سمره میفرماید انت رجلٌ مضارّ، نمیفرماید رجلٌ ضارّ و لا ضرر و لاضرار. پس بنابراین چون آن شخص استمرار در ضرر داشت حضرت به عنوان مضارّه و ضرار مطلب را به او القا میکند.
روی این حساب یا ما باید ضرار را به معنای تاکید ضرر بگیریم یعنی ضرار همان ضرر است و تاکید ضرر است یا باید ما ضرار را به معنای مبالغه و استمرار بگیریم. به معنای تاکید بگیریم که خلاف است. معنا ندارد پیغمبر بگوید لاضَرَر، دوباره تکرار بکند لاضَرَر، هیچ فرقی که نمیکند. خب این خلاف محاوره است. پس بنابراین ضرار را ما باید به معنای استمرار بگیریم، یعنی لا ضرر فی الاسلام و لاضرار که به معنای استمرار این ضرر باشد.
اشکالی که به اینجا وارد میشود این است که وقتی که در جملۀ اول لاضرر نفی شد، استمرار لاضرار به طریق اولی منفی است، دیگر لاضرار گفتن چه معنا دارد؟ همان لاضرر اول کفایت میکرد یعنی لاضرر ابتدایی در اینجا کفایت می کند، دیگر لاضرار گفتن یعنی چی؟ وقتی اصل قضیه منفی است ادامهاش هم طبعاً منفی است، لذا گفتند لغو است، و حکیم از کلام لغو همیشه پرهیز میکند، خصوصا پیغمبر اکرم اگر ما نگاه بکنیم میبینیم کلماتشان خیلی موجز و پرمعنا بود. خیلی کلمات و جملاتشان مختصر و پرفائده بود.

