اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۷

0
قواعد فقهیه
جلسات

مفاد الفاظ «ضرر» و «ضرار» (2)

نسخه عربی

جلسه ۱۷

5
  • چون در این قضیه گیر افتادند، آمدند یک مطلب دیگری را مطرح کردند و آن این است که ما دو جور مبدأ داریم، یک مبدأ جلی داریم، یک مبدأ، مبدأ خفی است، یک مبدأ، مبدأیی است مانند ضرب، اکل، کتابت و امثال ذلک، کاتب یعنی کسی که می‌نویسد، آکل یعنی کسی که می‌خورد، ضارب یعنی کسی که می‌زند و امثال ذلک، این یک مبدایی است که خب از روی آن مشتقّات مختلفی وضع می‌کنند و جعل می‌کنند، مضراب می‌آورند، مضرَب می‌آورند، یَضربُ می‌آورند، ضَرَب می‌آورند و امثال ذلک، این یک مبدأ است، مبدأ دیگر مبادی هستند که حدث و غیر حدث را در خودش منطوی کرده، یعنی صرف الحدث در اینجا مطرح نیست، حدث است به اضافۀ شیء دیگر، که حدث با شیء دیگر، هر دو روی هم رفته یک مجموعه‌ای را تشکیل می‌دهند، که آن مجموعه می‌شود مبدأ اشتقاق، من باب مثال شما تاجر به چه شخص می‌گوئید؟ تاجر به شخصی می‌گویید که فقط معامله می‌کند یا نه، کسی که حرفه اش معامله است؟ کسی که یک دفعه یک معامله‌ای بکند، یک جنسی را بخرد، بفروشد که به او تاجر نمی‌گویند، او را می‌گویند بایع، بین بایع و بین تاجر فرقٌ، بایع به کسی می‌گویند که نفس البیع از او سر می‌زند تاجر به کسی می‌گویند که اصلاً شغلش تجارت است.

  • پس بنابراین در معنای تجارت، بیع به اضافۀ یک حرفه با هم عجین شده هر دوی با هم می‌شود مادّۀ اشتقاق، وقتی که هر دو مادّۀ اشتقاق شد، بعد ما از او اسم فاعل درست می‌کنیم. تاجر یعنی کسی که حرفه‌اش تجارت است، خیّاط به کسی نمی‌گویند که یک دفعه یک پیراهن بدوزد، یک لباس بدوزد، به کسی می‌گویند که شغلش خیاطت است. پس خیاطت عبارت است از حرفه‌ای که آن حرفه دائماً در حال وجود است، به جهت اینکه شما وقتی که می‌‌گوئید تاجر، آیا تجارت فعلی را در اینجا لحاظ کردید که ممکن است تاجر شش ماه در خانه‌اش بنشیند چیزی گیرش نیاید ولی باز تاجر است، تجارت فعلی ندارد، در مورد مفتاح، مفتاح به کلیدی گفته می‌شود که قابلیت فتح را دارد ولی فتح فعلی را که ندارد، الآن کلید فتح فعلی دارد؟ الآن کلید در را باز می‌کند؟ نه، این کلید در جیب شماست، قابلیت فتح را دارد و امثال ذلک که مثالهایش خیلی زیاد است.