جلسه ۱۷
4بعضیها آمدند گفتند که باب مفاعله برای تکثیر میآید، خب در خیلی از موارد داریم که این به معنای تکثیر نیست بلکه آن تکثیر از خود ماده فهمیده میشود. بعضیها آمدند فرمودند که باب مفاعله برای مشارکت میآید، خب خیلی مثالها ما داریم که معنای مشارکت نمیدهند مثل: عاقبت اللّصّ این به معنای مشارکت نیست. سافرت البلاد به معنای مشارکت نیست و خیلی مثالها هست که اینها به معنای مشارکت و بین الاثنینی نیست. باب مفاعله به معنای باب افعال هم میآید چطور اینکه در همین مورد ضارّهُ به معنای اَضَّر به معنی شده در لغت و این معنی مرجح عند اللغویین است. به معنای طرفینی کسی اصلاً معنی نکرده ضرار را و مشارکت را در اینجا استعمال نکرده. بعضیها آمدند فرمودند اصلاً باب مفاعله نه به معنای تکثر در معانی است یعنی به معنای مشارکت میآید یا به معنای کثرت میآید یا به معنای شروع در یک فعل میآید، مانند مقاتله که به معنای شروع در قتال است یا به معنای مسابقه که شروع در سبقت است بلکه باب مفاعله بر یک محور میگردد منتهی این اختلافاتی را که ما میبینیم این اختلافات در مادّۀ این باب استعمال میشود. بر اساس خلط بین مادّه و هیئت، این مسأله را روی هیئت بار کردند و گفتند که آن معنای مشارکت و معنای تضایف و معنای شروع در فعل و امثال ذلک این مربوط به هیئت مفاعله است اما خود آن مادّه جداست. میگویند اینطور نیست بلکه باب مفاعله برای آن مبدأ اشتقاق خودش است عرب آمده این مادّه را در این هیئت به کار برده، بعد آمده در این هیئت هم به کار برده و هیچ جهتی برای خصوص این هیئت در اینجا لحاظ نشده.
مطلبی که در اینجا به ذهن میرسد این است که آن مادّهای که آن ماده مبدأ اشتقاق است برای باب مفاعله، آن مبدأ چیست؟ آیا آن مبدأ همان صرف الحَدَث است که به باب مفاعله میرود که ما در آن صرف الحَدَث چیزی غیر از خود آن حَدَث نمیبینیم پس این معنی از کجا آمده؟ معنای سافر که به معنای مسافرت است یا ناعمه که به معنای صیرورت ذا نعمة هست، این معنای صیرورت واینها، در مادۀ نعم که همچنین چیزی نیست که به معنای صیرورت باشد یا به معنای قاتَلَ که شروع در قتل است و شروع در آن فعل است، این شروع که در قتل نیست، قتل به معنای کشتن است، قاتَلَ که میگویند به معنای شروع در قتل است این غیر از اینکه ما نسبت بدهیم به این باب، این معنی ندارد که در خصوص حدث باشد.

