جلسه ۱۶
5بناء عقلائیه یک مطلب است که آنها حاکم بر عرف است. هر عرفی برای خودش یک نوع حکم دارد، به عبارت دیگر آن بناء عقلایی را هر عرفی در خودش به یک نحو پیاده میکند که این دیگر میرود در حُسن و قبح عرفی که بسته به چیز... و چه بسا اینکه عرف اصلاً در مرام خودش اشتباه میکند، یعنی به یک مطلب خلافی ملتزم می شود و اصلاً دین برای همین آمده، دین برای این آمده که موارد اشتیاه و موارد انحراف عرف را بیان کند، مثلاً عرف الآن کت و شلوار را میپسندد و خیلی هم صحیح میداند اما این عرف خلاف است، گرچه الآن مسألهای نیست ولیکن خلاف است. این کت و شلوار خلاف است. عرف الآن این نوع لباس را میپسندد ولی شما به عقلاء مراجعه بکنید، از نظر یک بناء عقلایی میبینید عرف الآن در اینجا اشتباه میکند و به طور کلی اگر ما نگاه بکنیم شاید ٧٠ درصد کارهای عرف اشتباه باشد و اصلاً دین آمده برای جلوگیری از انحرافات عرفی، بله، اگر در یک جا ما از دین دلیل نداشتیم و دیدیم عرف یک کاری میکند و بناء عقلاء بر خلافش نیست از این نقطۀ نظر، در اینجا مسأله را به عقل عرضه میکنیم، اگر عقل این را امضاء کرد ما عمل میکنیم البته با عقل ناقص خودمان، اگر عقل امضاء نکرد عمل نمیکنیم، این مطلب با بناء عقلائیه دو تاست، مسائل عرفی دو تاست.
آن وقت در هر عرفی این مسألۀ ضرر، ممکن است تفاوت داشته باشد، در هر عرفی تفاوت پیدا میکند در مسألۀ ضرر، به عبارت دیگر هر عرفی مسائل اجتماعی خودشان را به یک نحوی پذیرفتهاند، به یک نحوی قبول کردند و بر طبق قبول هم متعهّد میشوند به اجرا. مثلاً در عرف ایران خط کشی خیابان را ما جوری میکنیم که ماشینی که میآید از سمت چپ بیاید، ما که میرویم از سمت راست برویم، به این نحو پذیرفتیم. اگر ما برویم در سمت چپ، تعدی کردیم به حق آن و باعث ضرر در او شدیم، پس بنابراین اگر رانندهای که از روبرو میآید دست پاچه میشود و میافتد در جوی آب، تقصیر ما باشد، ما موجب ضرر بر او شدیم اما در عرف انگلیس به عکس است، ماشین شخصی که میآید از سمت راست میآید، ما که میرویم از سمت چپ میرویم، اگر ما برویم در سمت راست، تعدی کردیم، این دیگر عرف فرق میکند ولی در اصل تعدی، خود او هم این را تعدی میداند این هم آن را تعدی می داند. در کم و زیاد هم همین طور است، در موارد متفاوت است. یعنی این قاعده، خیلی قاعدۀ مهمی است، قاعدۀ لاضرر خیلی مهم است حالا انشاء اللَه وقتی که میرسیم در موارد و در جریاناتش شما ملاحظه می کنید که اصلاً یک فقه جدیدی پیش میآید، یعنی فقه اسلامی پیش میآید نه اینکه بگویم فقه جدیدی، اسلام همین است دیگر، چون اینها اینقدر دیگر ان قلت وقلت در اینها گذاشتند که اصلاً همه چیز را از محتوی انداختند.

