جلسه ۱۶
3سؤال: کلماتی که در لغت ثبت شده اینها ناظر به استعمالات هستند یعنی اینها گرچه به عنوان معنای موضوع له حقیقی با آنها مواجه هست ولی وقتی انسان استقصاء بکند میبیند اینها ناظر بر همان استعمالات عرفی است، اگر این جور باشد فرقی بین لغت و نظر عرف نیست الّا این که ما بگوئیم در هر عرفی معانی خود به خود عوض میشود به خاطر این تفاوتهایی که عرف در هر زمانی برای خودش دارد، در این صورت آن روایات را هم ما نمیتوانیم به آنها تمسّک کنیم چون عرف زمان رسول خدا با زمان اکنون فرق میکرده، آن موقع ضرر بوده ولی الآن ضرر نیست؟!
جواب: البته در معنای ضرر، ضرر اشاره است به یک معنای کلی، که آن معنای کلی در هر جایی مصادیق متفاوتی ممکن است پیدا بکند، آن معنای کلی ممکن است مصادیق کاملاً متفاوتی داشته باشد. من باب مثال الآن یک میلیون تومان برای حج پول میدهند. شما این را نگاه بکنید، نسبت به یک شخص میبینید اگر بخواهد یک میلیون بدهد اصلاً انگار یک سوزنی کم شده از زندگیش، مثلاً آدم ثروتمندی است، خب این شخص واجب الحج است و باید برود، اما اگر یک شخصی یک میلیون بدهد، همۀ زندگیش را داده، این مستطیع نیست، پس بنابراین ما به یک معیار کلی میرسیم، آن معیار کلی این است که یک نقصی پیدا بشود، یک سلب حقّی پیدا بشود، ببینیم شارع تا چه حد در تحقق موضوع ضرر پیش آمده یا توقف کرده، ما به آن معیار باید برسیم، به آن معیار اگر رسیدیم، در هر زمانی دیگر تفاوت پیدا میکند، لذا آن اهل لغت هم که آمدند، خیلی از اهل لغت آمدند این مصادیق را ذکر کردند یا آن معنا را ذکر کردند، درست است. در بعضی از موارد ما میبینیم اهل لغت آمدند ضیق را برای این معنا ذکر کردند در حالتی که ضیق اصلاً در یک جا میبینیم معنا ندارد، هیچ ضیقی هم پیدا نمیشود، فرض کنید که طرف هم طوریش نمیشود شاید هم خوشحال بشود ولی عرف میگوید این ضرر کرده، این در واقع در اینجا ضرر کرده، یعنی به جای اینکه بیایند یک معنای کلی را ذکر بکنند، آمدند یک مصداق را پیدا کردند، آن مصداق را آمدند مفاد برای این لفظ قرار دادند در حالتی که این مصداق برای این است، مفاد این است، از این نقطۀ نظر میگویند که خیلی به معنای لغوی ما بخواهیم تکیه بکنیم شاید غالباً به آن معنای کلی دسترسی پیدا نکردند که آمدند این کار را کردند. مصادیق را آمدند ذکر کردند، بعد از خود مصادیق یک ما به الاشتراک گرفتند البته ممکن است ما به الاشتراک ناظر به یک مصادیق دیگر نباشد و دایرهاش یک دایرۀ ضیقتری باشد ما خودمان بایستی که برای ضرر یک معنی جامعی ترسیم کنیم که البته در طول این بحثها، آن معنا ترسیم میشود الآن اگر من بخواهم شروع کنم این یک معنایی است که ممکن است نپخته بماند، بعد از اینکه موارد استعمال، آن موارد استشهاد، در آیات، در روایات، در اهل لغت، در حکایات، و در تاریخ این موارد ذکر شد، من حیث المجموع یک معنای کلی در ذهن میآید که تمام اینها مصادیقش هست و دیگر در آنجا هم... ، بله، بسته به هر عرفی ممکن است...، ولی آن معنایی که فعلاً میتوانیم ترسیم بکنیم برای اینها این است که ضرر یک معنای عرفی است که خود عرف از نقطۀ نظر سعه و ضیق و از نقطۀ نظر تشخیص مصداق و از نقطۀ نظر تحقق موضوع، خود عرف دستش باز است برای این مسأله، برای این قضیه دستش باز است

