جلسه ۱۶
2پس بنابراین، این مسألۀ ضرر، مسألۀ عرفی است و خود عرف هم تشخیص میدهد، عرف در این صورت تشخیص میدهد، بین موارد تشخیص میدهد، چطور اینکه اگر در یک قضیه عرف نظر داد ولو اینکه بر خلاف لغت باشد، چون لسان شرع، لسان عرف است نه لسان لغت، پس بنابراین مُحَکَّم در مورد شک چیست؟ مُحَکَّم همان نظر عرف است، بنابراین، درست است که ما بحث از معنای لغوی ضرر کردیم که یا به معنای سوء حال است یا به معنای ضیق است یا ضیق مکانی است، ضیق حالی است، یا به معنای نقص است، نقص را شامل کردیم هم به نقص در حقوق، هم به نقص در اموال، هم به نقص در اعضاء، در هر جا سرایت دادیم، ولی در هر صورت خود معنای ضرر، یک معنای روشن عرفی است، که از این نقطۀ نظر، ما باید ببینیم که عرف به چه ضرر میگوید؟
آن طوری که به نظر میرسد این است که عرف در هر موردی و در هر شخصی، برای هر شخصی حساب جداگانهای در مورد ضرر دارد و نظر عرف هم همان نظر اهل خبره است که مسأله از این نقطۀ نظر دیگر روشن است، نیازی به معنای... ، بله، اهمیّتش از این نقطۀ نظر است، اهمیّت این قضیه، که عرض کردم خیلی در این قضیه مهم است، این است که ما با مواردی که لغت آمده این ضرر را در آن موارد استعمال کرده و در جاهایی که در روایات دیدیم، در آن جاها حضرت آمدند از ضرر استفادۀ حکمی کردند، این موارد وقتی برای ما روشن بشود، یک معیاری برای تشخیص عرفی، برای ما پیدا میشود، که عرف، ضرر را در چه مواردی استعمال میکند؟ و آیا کم و زیادی مضرّ است؟ آیا عرف به ضرر نوعی ضرر میگوید یا فقط منحصر به ضرر شخصی میکند؟ اینها دیگر مطالبی است که انشاء اللَه برای بعد.

