جلسه ۱۶
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
الآن نظری ندارد نمیداند چیست ولی یک وقتی میخواهید ببینید در زمان گذشته آیا این عرف هم پای با لغت بود یا اینکه لغت فرق داشت؟ آن خب، خوب است که ما در این صورت بحث لغوی بکنیم، ولی یک وقتی نه، اصلاً خود ضرر، خودش یک موضوع اجتماعی است، خودش یک موضوع عرفی است، ممکن است در یک عرف اصلاً ضرر نگویند، در یک عرف به یک امری ضرر بگویند اصلاً خود ضرر یک مسألۀ عرفی است، وقتی که ضرر یک مسألۀ عرفی شد دیگر خیلی بحث از لغت کردن، در اینجا قلیل الجدوی میشود یعنی خود عرف ضرر را تشخیص میدهد، لذا ما اصلاً باید نگاه به مسألۀ عرفی بکنیم، در یک جا ممکن است ضرر بر ضیق اطلاق بشود یا فرض کنید که یک شخص میلیاردی که میلیاردها ثروت دارد، یک معاملهای بکند، معاملۀ صد تومانی، در این معاملۀ صد تومانی، بیست تومان ضرر کند، بیست تا تک تومانی ضرر کند، آیا ضیقی برای این پیدا میشود؟ نه، کجایش ضیقی پیدا میشود؟ آیا جایی از او کم میشود؟ آیا میشود بگوئیم نقصی در اموالش هست یا مثلاً یک تنگی در اموالش هست؟ این مسأله نیست، در حالتی که به مصداق قاعدۀ غبن، قاعدۀضرر در اینجا حق فسخ دارد، این را عرف نمیبیند، چرا عرف در اینجا این قضیه را نمیبیند؟ عرف نگاه میکند میبیند این شخص درست است صد میلیارد ثروت هم دارد ولی عرف نظرش در ضرر در این معامله، معاملۀ خاص است، بله، در این معاملۀ خاص، این در این صورت اینجا ضرر کرده، یعنی ضرر را بالنسبه به هر معاملۀ خاصی، عرف میسنجد، چطور اینکه اگر یک شخصی یک معاملۀ صد میلیونی بکند، در آن معاملۀ صد میلیونی اگر یک میلیون هم ضرر بکند، عرف نمیگوید تو ضرر کردی، چرا؟ چون در معاملۀ صد میلیونی که تو بیست میلیون استفاده کردی حالا یک میلیون کمتر، معفوّ است ولی در یک معاملۀ صد تومانی بیست تومان ضرر، عرف این را ضرر به حساب میآورد در حالی که ضیقی در کار نیست.

