اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

حکم تعارض دو دلیل از نظر زیاده و نقیصه (2)

نسخه عربی

جلسه ۱۵

8
  • پس بنابراین در ما نحن فیه، ما اصلاً نه ظهور مقامی داریم و نه نص مقامی. این مربوط به این است که عرف در اینجا و در این مقام چه حکمی می‌کند. اگر شما در باب تمام، اصالت عدم غفلت در آنجا می‌آورید، یعنی می‌گوئید در آنجا مقام اقتضاء می‌کند، این راوی که الآن آمده در این جا و این فی الاسلام را آورده این غافل نبوده از ذکر فی الاسلام و فی الاسلام را آورده، نه خیر تعمّد داشته، اگر این است، ما در مورد ناقص هم می‌گوئیم آن راوی که فی الاسلام را نیاورده، تقیّد داشته به عدم ایراد و چون می‌دانسته که نیست نیاورده و الا راوی که هیچ وقت نمی‌آورد، اصالت عدم غفلت در هر دو صورت می‌آید، پس بنابراین در ما نحن فیه، ما نمی‌توانیم یک اصلی را در اینجا حاکم کنیم بر اینکه این صالت عدم غفلت در جانب زیاده غلبه داشته باشد بر اصالت عدم غفلت در جانب نقیصه. باز در اینجا آن مسأله به حال خودش باقی می‌ماند. 

  • بله، ممکن است در اینجا ما یک مطلب را مطرح کنیم و آن این که در بسیاری از موارد، مقام اقتضاء می‌کند که وقتی یک لفظی روشن و واضح باشد دیگر آن مطلب را ذکر نکنند، ما در اینجا، در خیلی از موارد می‌بینیم، خب لاضرر و لاضرار مسلماً فی الاسلام است دیگر، یعنی منظور فی الاسلام بودن است دیگر، لاضرر و لاضرار در یهودیت و نصرانیت که منظور نیست، یعنی این قاعده در اسلام تشریع شده و اگر ما احراز کردیم در اینکه معمولاً عرف در یک همچنین جایی حمل می‌کند موارد نقیصه را بر زائده به جهت وضوح آن مورد زائد، می‌گوید راوی وقتی که قضیه روشن است، دیگر نمی‌آید بیان بکند، اگر اینطور باشد و قید، قید روشنی باشد، نه به عمومیت خودش، اگر به عمومیت خودش بخواهیم لحاظ بکنیم، آن وقت راجع به آن مواردی که اصلاً ممکن است آن به طور کلی معنای اول را تغییر بدهد در آنجا که دیگر این معانی نیست، دیگر روشن بودن معنا ندارد، قید زائد بیاید اصلا معنای نقیصه را عوض بکند، این حرفها پیش نمی‌آید، دیگر در آنجا باید همان ظاهر و اظهری که اول عرض کردیم بیان کنیم و حکم می‌شود حکمی است که باید مطلق را حمل بر مقید کنیم، یا عام را حمل بر خاص بکنیم، چون این ها مواردی است که می‌آیند همدیگر را عوض می‌کنند و چه بسا ممکن است در آنجا مورد ناقص همانطوری که عرض کردیم بر مورد زائد غلبه داشته باشد، مورد ناقص اظهر باشد، مورد زائد، ظاهر باشد و در بعضی موارد که به هیچ وجه نشود بین آنها جمع کرد، آن را باید ببریم در در باب تعارض و اینها، باید نسبت به آنها حکم بکنیم، بله، این مطلب هست. اگر قرار باشد بر اینکه به خاطر وضوح، مطلب را نقل نکرده، خب در این صورت آن روایت ناقص را حمل می‌کنیم بر آن روایت تمام، به خاطر اینکه هیچ نوع تعارضی و هیچ نوع تنافی بین این دو روایت پیش نمی‌آید، هر دو حجت هستند، هم این حجت است، هم آن حجت است.