جلسه ۱۵
6عام به مفهومه و به شموله میگوید همه را باید اکرام بکنید حتی زید را، زید که آن خاص است، به مفهوم خودش می گوید نباید اکرام بکنی من را اگر چه عالم باشم، ما برای رفع محذور و برای چاره و صوناً لکلام الحکیم میآئیم عام را بر خاص حمل میکنیم و به وسیلۀ خاص، عام را تخصیص میزنیم، مگر غیر از این است؟ همین مسأله در مورد شهادت هم هست.
اگر دو شاهد بیایند و هر دو شاهد یک مطلب را بیان بکنند، یکی با زیاده و یکی کم، همین مسأله در مورد آنها هست و ما باید حمل بکنیم، یکی از اینها را که ظهور دارد حملش بکنیم بر صریح، مطلق را بر مقید، بله، صحبت در اینجاست که در این مورد دیگر زیادی و کم، در اینجا ملاک نیست، ملاک در اینجا ظاهر و اظهر است، ملاک در اینجا نصّ و ظاهر است، چه بسا ممکن است در بعضی از موارد، آن شهادت به اقلّ، اظهر باشد از شهادت به اکثر، دیگر آنجا مقدم است. در بعضی از موارد، شهادت به اکثر اظهر است بالنسبه به شهادت ظاهر، در آنجا مقدم است، ما تقلیبی به نام زیاده نداریم. آنچه که ما داریم در جمع عرفی، آن عبارت است از غلبۀ اظهر بر ظاهر یا غلبۀ نص بر ظاهر، ما غلبۀ زیاده بر ناقص نداریم، صحبت در این است، این مطلب را ما میتوانیم بپذیریم، اما اینکه ما نحن فیه از باب شهادت است و در باب شهادت، ظاهر را حمل بر اظهر نمیشود کرد، اینها تمام مطلب خلاف است، این اشکال به مُستَشکل وارد است.
و اما اشکالی که به اصل قضیه وارد است که اینها گفتند که آن روایت ناقص، ظاهر است در مفاد خود و روایت تام، نصّ است در مفاد خود و ظاهر را حمل بر نص باید کرد در ما نحن فیه، اشکالی که به این مطلب واقع میشود این است که این ظاهر و نص در کجای مفاد این کلام است که شما در آوردید؟

