اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

حکم تعارض دو دلیل از نظر زیاده و نقیصه (2)

نسخه عربی

جلسه ۱۵

2
  • سؤال: ظهور و نصّ منحصر می‌شود در آیات قرآن و در روایات دیگر وارد نمی‌شود؟

  • جواب: ظهور نصی که در روایات هست، این ظهور این است که خود یک کلامی که آن کلام، کلامی است که راوی از امام نقل کرده باشد، خود آن کلام واحد به تنهایی تعارض در آن بیفتد با یک روایت دیگر که آن روایت را باز راوی از امام نقل کرده، آن وقت خود این ظهور را ما به خاطر اینکه کلام امام از لغویت خارج بشود، ما این ظهور را، دست از ظهورش برمی‌داریم، ولی در ما نحن فیه که هر دو راوی می‌آیند یک مطلب را از امام نقل می‌کنند، ببینید صحبت در اینجا این است که یک وقتی یک شخصی می‌آید یک معنا را نقل می‌کند از امام و در نقل به معنا کلامش دارای ظهور است، راوی دیگر می‌آید همان معنا را نقل می‌کند از امام و در کلامش تصریح است، ما می‌گوئیم نمی‌شود امام در اینجا قائل به تناقض شده باشد، از این نقطۀ نظر ما ظاهر را حمل می‌کنیم بر آن تصریح، ولی در اینجا صحبت در این است که دو راوی می‌آیند یک مطلب را از امام نقل می‌کنند یعنی یک عبارت از امام نقل می‌شود آن راوی می‌آید می‌گوید امام این را نگفت، آن راوی می‌گوید، امام این را گفت، اصلاً بحث خارج است این بحث می‌رود در باب شهادات.

  • یک وقتی شخص می‌آید می‌گوید کلام امام این است که یک طلبی را در ضمن القاء یک خطابی به مخاطب القاء کند، ما نمی‌دانیم که آن طلب وجوب است یا استحباب است، دو راوی می‌آید یک طلب را از امام نقل می‌کند، او می‌آید می‌گوید که امام فرمود: ینبغی للصّمائم أن یترک هذا الأمر فی ایّام صیامه، آن شخص می‌آید می‌گوید لا یجوز للصّائم أن یترک، در این صورت که هر دو یک معنا را نقل می‌کنند، یکی به صورت ینبغی، یکی به صورت لا یجوز، ما در آنجا می‌گوئیم لا یجوز تصریح است و ینبغی را حمل بر لا یجوز باید بکنیم، ولی در اینجایی که هر دو راوی می‌آیند یک مطلب را نقل می‌کنند از امام یکی با زیاده، یکی کم، این می‌آید می‌گوید که امام این را گفت و غیر از این را نگفت، یعنی من شهادت دارم می‌دهم، دیگری می‌گوید من همین کلام را به عینه نقل می‌کنم و امام با زیاده گفت پس بنابراین ما نمی‌توانیم بگوئیم در اینجا این ظهور را حمل صریح کنیم، در اینجا خود این هم در واقع برای خودش یک تصریحی می‌شود که اصلاً از بحث ظهور در کلام خارج می‌شود، آن در آن جایی است که نقل به معنا بخواهند بکنند ظاهر و صریح و امثال ذلک، در آنجا یکی بر دیگری حمل می‌شود، پس بنابراین در اینجا اصالت عدم زیاده را نمی‌توانیم بگوئیم که در اینجا این تصریح است به زیاده ولی در آن روایت ناقص ظهور در عدم زیاده دارد نه اینکه تصریح در عدم زیاده باشد تا اینکه روایت زائد را شما غلبه بدهید بر روایات ناقص، این جوابی که از این مطلب داده شده.