اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

حکم تعارض دو دلیل از نظر زیاده و نقیصه (2)

نسخه عربی

جلسه ۱۵

5
  • من باب مثال شاهد بیاید شهادت بدهد که موصی وقتی داشت وصیت را می‌نوشت، این مال را وقف کرد برای اولاد خودش نسل اندر نسل، شاهد دیگر و بیّنه می‌آید شهادت می‌دهد که این موصی آمده این مال را وقف کرده برای اولاد صغار خودش، یک لفظ صغار هم ضمیمه می‌کند، این می‌شود مطلق و مقید، یا می‌شود عام و خاص، در اینجا شما چه می کنید؟ آیا در اینجا شما می‌گوئید بین این دو بیّنه تعارض است؟ نه، بیّنۀ عام را حمل می‌کنید بر بیّنۀ خاص و در اینجا به آن بیّنۀ خاص عمل می‌کنید. چرا؟ چون در اینجا اگر قرار بر این باشد که این دو شاهد هر دو شهادت از یک واقعۀ واحد و نفس الأمریّه بدهند و شما حجیّت را به شاهدین علی السواء بدهید، در جمع عرفی که هر دوی اینها حجّت هستند و هر دوی اینها حکایت از یک واقعه می‌کنند، در آنجا شما چه می‌کردید؟ غیر از این است که ما در اینجا نیز به همان جنبۀ عرفی عمل می‌کنیم؟ در اینجا باید بگوئیم این شاهدی که آمده گفته که این شخص موصی، وصیّت کرده بر اولادش، در اینجا منظورش اولاد صغار است، گرچه بگوید نه جانم فقط وصیت کرده بر اولاد، صغار و کبار هر دو شاهد است، ولی از باب رفع تعارض و صوناً لکلام الموصی عن اللغویه ما در اینجا چاره نداریم که حمل کنیم و الا اگر ما این مسأله را در نظر نگیریم همین مطلب در مورد اطلاقات و عمومات هم می‌آید، در مورد عمومات شما چه می‌گوئید؟ مگر نمی‌گوئید که به وسیلۀ خاص ما عام را تخصیص می‌زنیم؟ در اکرم العلماء یا لا تکرم زیداً مگر لا تکرم زیداً نمی‌آید اکرم العلماء را تخصیص بزند؟ من باب مثال، اگر زید عالم باشد دیگر، تخصیص می‌زند یا نمی‌زند؟ وقتی تخصیص می‌زند، آیا بین خاص و بین عام تعارض نیست؟