جلسه ۱۵
10این مطلب البته مخدوش است به اینکه روایات در اینجا چند دسته هستند. یکی اینکه اصلاً لاضرر و لاضرار نیامده، چه برسد به اینکه فی الاسلام آمده باشد، یعنی در واقع سالبه به انتفاء موضوع است. در یک دسته از روایت، لاضرر و لاضرار فی الاسلام آمده، در یک دسته لاضرر و لاضرار تنها آمده. اینکه ما بیاییم بگوئیم روایات نقیصه غلبه دارد بر روایات زائده، این چنان به نظر موجه نمیرسد مگر از باب اینکه فرمودند البته که روایات نقیصه قلّت وسائط دارد بالنسبه به روایت زائد، آن چهار تا واسطه دارد و همۀ رواتش، روات عدل هستند و روایات مقبول هستند که روایاتش در حکم قطعی الصدور هستند ولی روایات زائده که فی الاسلام را دارد به این کیفیت نیست، از این نقطۀ نظر غلبه داشته باشد بر روایات زائدة، در هر صورت مطلب به اینجا رسید، دیگر مطلبی در مورد این مسأله به نظر نمیرسد باقی مانده باشد و تحصل مما ذکرنا اینکه ما به یک روایت معتمدی که فی الاسلام را بیان کرده باشد به طریق صحیح که بتواند در قبال روایت ناقص قد علم بکند ما به یک همچنین روایتی ظفر پیدا نکردیم که بتواند منشأ و موجب برای حکم بشود، ما ظفر پیدا نکردیم، روایاتی که هست و آن روایات موثوقٌ به هست همانطور که عرض شد، همان روایاتش که در آن قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار دارد و به نظر میرسد که خود فقهاء یا خود راوی، فی الاسلام را زیاد کرده باشند البته مطلب خیلی مفید نیست، مطلب قلیل الجدوی است، به خاطر اینکه همانطوری که در مجاری این قاعده بعداً میآئیم بحث میکنیم، اصلاً فی الاسلام بود و نبودش خیلی اصلاً تفاوتی ندارد، تا اینکه بیایم بگوئیم آیا فی الاسلام یک قید زائد منشأ برای اثری هست یا اینکه منشأ برای اثر نیست.
سؤال: اگر قاعدۀ لا ضرر امضایی باشد مسلماً لا ضرر فی الاسلام می شد و[در این صورت قید فی الاسلام] قید نافعی میشود.

