اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

حکم تعارض دو دلیل از نظر زیاده و نقیصه (1)

نسخه عربی

جلسه ۱۴

7
  • ما در بسیاری از موارد داریم که ائمه علیهم السلام استشهاد می‌کردند به کلام رسول اللَه، به بعضی از جملات رسول اللَه، فرض کنید که پیغمبر یک خطبه‌ای خوانده‌اند، در ضمن خطبه احکام متعدّدی را بیان کرده‌اند بعد حضرت می‌فرمایند که پیغمبر در خطبۀ فلان، فلان حرف را زد. آیا دلیل است که فقط این حرف، خطبه را استیعاب می‌کند یا اینکه خطبه موارد متعدّدی دارد، یکی از آن این قسمت است؟ از این نقطۀ نظر، این روایات، همچون روایات خود امام علیه السلام ناظر به بیان واقعه است به نحو عدّ نه به نحو انحصار. یعنی می‌خواهد دو حکم را بیان بکند این حکم برای خودش است و آن حکم برای خودش حساب و کتاب مجزّا دارد. از این نقطۀ نظر در یک جا تقطیع می‌کند، در یک جا اتصال می‌کند. این به راوی کاری ندارد. این به خود ائمه مربوط می‌شود و یک امر رایج و دارجی بوده است در آن موقع و در محاوره هم همین طور است. نیازی به این قضیه ندارد. پس این روایات هم از این نقطۀ نظر داخل در اصالت عدم زیاده و عدم نقیصه نخواهد بود. بلکه هر دوی اینها حجت هستند. چطور اینکه، همانطوری که عرض کردیم مبنای ما در مسألۀ خمسِ در مورد هبه و امثال ذلک هم هست ولو اینکه آنها در طی الخمس فی خمسة الاشیاء نیامده است. 

  • سؤال: اگر قرینه‌ای بر انحصار نداشته باشد، فرمایش شما می‌گوئیم درست است. اما اگر ما بگوئیم که اوّل قید انحصاری زده شده است، اَربعه و تسعه اینها برای انحصار است.

  • جواب: از کجا برای انحصار است؟

  • سؤال:پس چرا حصر کرده است بین ٤ تا یا ٩ تا؟!

  • جواب: خب چهار تا از آن را بیان کرده‌اند حضرت.

  • سؤال: چهار تا همین طور بیان می‌کرد وعدّش درست است. 

  • جواب: مثل اینکه بگوئیم آقا چهار تا از امّت پیغمبر برداشته شده است. 

  • من الآن با شما صحبت می‌کنم، می‌گویم آقا چهار تا را از امّت پیغمبر برداشته‌اند. این چهار تا را برداشته‌اند آیا دلیل بر این است که بیشتر برنداشته‌اند؟