جلسه ۱۴
6دستۀ اوّل ادلّهای هستند که این ادلّه، زیاده فقط شرح بیان آن مدلول روایتِ ناقص را میکند و چون راوی در مقام تحفّظ بر اصل و تحفّظ بر لفظ نیست، از این نقطۀ نظر ما زیاده را در... از این جا با آن روایت نقیصه در اختلاف میافتد.
این دسته از روایات همانطوری که عرض شد طبق سیرة عقلاییه هیچ گونه تفاوتی با نقیصه ندارند. بلکه هر دو راوی در اینجا حاکی از یک مطلب و یک مدلول هستند. منتهی یکی با یک بیان اضافی و یکی با یک بیان بالاجمال. یکی با یک بیان تفصیلی و یکی با بیان مجمل. این یک دسته هستند که اصلاً از بحث ما خارج هستند و اصل عدم زیاده اصلاً در اینجا جاری نمیشود.
دستۀ دوّم روایاتی هستند که دارای الفاظ و جملات اضافی هستند، که آن جملات اضافی ناظر به یک احکام و مطالب دیگری هست که دَخلی به جنبۀ نقیصه ندارد. روایاتی که در این زمینه میتوانیم بشماریم روایاتی هست که احکام یا موضوعات احکام را عدّ میکنند، روایات خمس از این قبیل است، روایات ارث از این قبیل است، روایات زکات از این قبیل است، روایات مُفطرات روزه از این قبیل است، روایات محرمات احرام از این قبیل است.
فرض کنید که روایتی داریم الخُمسُ فی خمسة اَشیاء، در یک روایت داریم فی ثلاثة اشیاء، اینها روایاتی هستند که آن جنبۀ زیاده هیچ گونه منافاتی با جنبۀ نقیصه ندارد، بلکه فقط بیان یک حکم واقع است یا به صورت ناقص و یا به صورت زائد. بنابراین اختلافی هم در اینجا وجود ندارد، بلکه در اینجا فقط جنبۀ عدّ لحاظ شده است، نه جنبۀ انحصار، انحصار در اینجا نیست و مطلب تا حدودی قبلاً عرض شد.
مثلاً از پیغمبر اکرم روایت داریم رفع عن اُمَّتی تسعه: الخطأ والنسیان و ما لایعلمون و ما لایطیقون و ما استکرهوا علیه، الحسد و الطیرة و فلان. از امام صادق علیه السلام یا امام باقر روایت داریم که قال رسول اللَه صلی اللَه علیه و آله: رفع عن اُمتی اَربعةُ حضال. در اینجا بین خود کلام امام علیه السلام هم تعارض واقع میشود. راوی قطعاً نمیآید از امام صادق که نُه تا را بیان کردهاند، چهار تای آن را بگوید. چون میگوید قال الصادق علیه السلام: قال رسول اللَه رفع عن اُمتی اَربعةُ حضال، آن راوی میآید میگوید قال الصادقُ قال رسول اللَه: رفع عن اُمتی تسعه. بنابر حجیّت در بیّنه و در کلام عدول در اینجا مطلب به خود امام صادق برمیگردد، یعنی خود امام صادق از پیغمبر یک موقع روایت را به تسعه بیان میکند، یک وقتی روایت را به اربعه بیان میکند و هیچ گونه هم بین اینها منافاتی نیست. ممکن است در یک روز پیغمبر فرمودند نُه چیز از امّت من برداشته شد، یک روز به یک مناسبت فرمودهاند چهار چیز برداشته شده است. برحسب مورد اشکال ندارد یک روز بگویند چهار تا، یک روز بگویند نُه تا. اضافۀ بر این ممکن است امام صادق کلام پیغمبر را چهار تای آن را بیان کند، پنج تای دیگر را در یک مجلس دیگر بیان کند. چطور اینکه علمای ما روایات را تقطیع میکنند، امام صادق علیه السلام و ائمه هم همیشه آن روایت پیغمبر را به تمامه و کماله بیان نمیکردند.

