اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

حکم تعارض دو دلیل از نظر زیاده و نقیصه (1)

جلسه ۱۴

8
  • سؤال: این چهار تا را که برداشته‌اند، اگر این چهار تا را دانه، دانه ذکر می‌فرمودید ما می‌گوئیم ما در مقام عد هستیم. امّا اگر در مقام...

  • جواب: ببینید قرینه بر این مطلب ما این است که اگر یک وقتی این چهار تا را ذکر می‌کردند نُه تا را ذکر نمی‌کردند، خب شما می‌فرمودید همین چهار تا است و غیر از این نسیت، یک وقتی من می‌گویم چهار تا را از اینجا برداشته، بعد می‌گویم شش تا را برداشته، بعد یک روز دیگر می‌گویم هشت تا برداشته شده، این دلیل بر این است که بر حسب موارد، این چهار تا مورد نظر بوده است دیگر الحسد و الطیرة چون مورد نظر نبوده است پس بیان نشده. در یک مجلس دیگر بودیم راوی آمده است سؤال کرده است آقا، فلانی به یک شخصی حسد برده یا طیره کرده است، یا یک حرفی زده است ولی هنوز...، می‌گویم که نه آقا اشکالی ندارد. هشت تا از این مسائل برداشته شده است که اینها همه داخل در آن هستند. خود همین موردِ دیگر، دلیل بر این است که نمی‌تواند قرینه باشد برای انحصار، این است قضیه.

  • ولی یک وقتی مسأله دائر مدار دو چیز است، همانطوری که حالا عرض می‌کنیم. فرض کنید که غنم یا غنم سائمه داریم یا غنم معلوفه داریم. مجلس هم مجلس درس است، یا اینکه مجلس، مجلس سؤال است و مقام، مقام بیان است. راوی می‌آید سؤال می‌کند، می‌گویند: فی الغنم السائمة زکاة. خود همین دلیل می‌شود بر اینکه فی المعلوفه ذکات ندارد. امّا اگر یک راوی می‌آید سؤال می‌کند، می‌گوید: آقا فی الغنم السائمة زکاة؟ می‌گویم:بله، فی الغنم السائمة زکاةُ. یعنی مقام، مقام بیان نیست، مقام، مقام بیان یک مورد است. این تحصیل قرینۀ بر انحصارش این دیگر بر عهدۀ شخصی است که انجام بدهد. حالا این مطلب را من گذاشتم در قسم سوم که عرض می‌کنم. پس این دو مورد هم داخل در اصالت عدم زیاده نیستند.