جلسه ۱۴
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
عرض شد که در قاعدۀ لاضرر، دو قید در اینجا آمده است که آقایان هر دو را مقیِّد گرفتهاند. یکی علی مومن است، یکی فی الاسلام. در یک روایت داشتیم لاضرر و لاضرار علی مومن. در روایات دیگر، یکی مرسلۀ صدوق بود که قید فی الاسلام داشت ویکی دیگر، روایت دعائم بود و یک روایت دیگر از اهل تسنن، اینها قید فی الاسلام داشتند.
راجع به علی مومن اشکال شده است در اینکه لاضرر و لاضرار به واسطۀ قید علی مؤمن ناظر به حکم تکلیفی است. این قیدی که در اینجا به علی مومن هست به لحاظ جهت عنوانی و وصفی خودش، این قطعاً به یک حکم تکلیفی دلالت میکند. چون در حکم وضعی بین ایمان و بین غیر ایمان از سایر فِرَق مسلمین به همان حکم ظهور اسلام تفاوتی نمیکند. بنابراین یک تعارضی در این روایت و سایر روایتها از این نقطۀ نظر به چشم میخورد. آن لاضرر و لاضرار به اطلاق خودش دالّ بر حکم تکلیفی و وضعی است و این قاعده دلالت بر حکم تکلیفی میکند علی مؤمنٍ.
این اشکال مندفع است به دو جهت، جهت اوّل این است که احراز ایمان معمولاً اگر نگوئیم مستحیل است و متعذّر است بلکه متعسّر است. بنابراین طرح یک همچنین قیدی در این روایت که ناظر به حکم تکلیفی باشد از یک متکلم حکیم لغو خواهد بود. از کجا تشخیص بدهد انسان که آیا این شخصی که مورد ظلم و ضرر واقع شده است آیا مؤمن است یا مؤمن نیست؟ و اگر مورد، مورد غیر ایمان بود در آنجا مسأله چه صورتی دارد؟ اگر بگوئیم پیامبر اکرم در اینجا لحاظ ایمان را بر همۀ افراد کردند پس بنابراین این عنوان دیگر در این صورت جهت وصفیّت خودش را از دست خواهد داد و به یک نسق به همۀ افراد اطلاق ایمان شده است چطور اینکه در آیات هم هست يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اَللّٰهَ وَ أَطِيعُوا اَلرَّسُولَ … ﴿النساء، ٥٩﴾ قُلْ لِعِبٰادِيَ اَلَّذِينَ آمَنُوا يُقِيمُوا اَلصَّلاٰةَ … ﴿إبراهیم، ٣١﴾ يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمّٰا رَزَقْنٰاكُمْ … ﴿البقرة، ٢٥٤﴾ يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ … ﴿النساء، ١٣٦﴾ که آن ایمان دوم همان ایمان به معنای رسوخ در قلب و جنان است و آن ایمان اوّل به همان معنای اسلام است. پس بنابراین این قید علی مومن هیچ دلالتی بر حکم تکلیفی نخواهد کرد.

