جلسه ۱۳
9بعد یک مردی از اینها آمده یک منزل بسازد. آن همسایهاش اجازه نداده است که این چوب بلندتر بگیرد، گفته: که برای چه شما میخواهید این چوب را داخل منزل من قرار بدهید؟ آن همسایه اجازه نداده است، این رفته است پیش پیغمبر، حضرت فرمودهاند: لرَجل اَنَ یجعَلَ خشبةً فی حائط جاره و الطریق سبعة اَذرُع البته راجع به بحث طریق، آن راهی که هست هفت ذراع هست. چون فرمودهاند: هفت تا. آن نمیتواند ملک خودش را بیاورد جلو که این هفت ذراع که تقریباً میشود حدود دو متر، دو متر و نیم، این مقدار میشود. مرد میتواند چوبش را داخل در آن دیوار همسایه بگذارد، یک همچنین حقّی را دارد. به خاطر استحکام در بناء این کار را انجام میدادند که حالا فرض کنید که همسایه دیوار دارد ما نمیتوانیم این چوب را حالا که دارد درست میکند این چوب را میگذارد روی آن دیوار بغلی، چون جا نبوده است، یا اینکه آن دیوارش، دیوار محکمی بوده است، به هر صورت یک همچنین حقّی را دارد.
عنوان دوّم که الطریق سبعة اذرع که به ما نحنُ فیه خیلی مربوط نیست، آن بحث جلو آمدن خانههایی هست که در مسیر هستند. حضرت میخواهند بفرمایند: که نمیشود آنقدر جلو بیاید که راه تنگ شود. از این طرف و از آن طرف، فاصله در عرض بین کوچه باید دیگر هفت ذراع بیشتر نباشد. این هم یک روایتی است که از ممانعت همسایه جلوگیری میکند که باز این را هم میتوانیم حکم تکلیفی بگیریم که حرمت را استفاده بکنیم، هم میتوانیم حکم وضعی بگیریم که آن شخص حق دارد همچنین عملی را انجام بدهد. این روایت را احمد بن حنبل در مسندش به اسناد از ابن عباس هم نقل میکند. طبرانی و بیهقی و ابن ماجه در سنن دار قطنی نقل میکنند و مطلب مهمّی هم در اینجا نیست، یعنی یک روایتی هست که لاضرر و لاضرار دارد، منتهی فی الاسلام ندارد، ولی خود آن جملۀ لاضرر و لاضرار این کفایت میکند. این هم یک روایت.

