جلسه ۱۳
8روایت دیگر یک روایتی است از عبد الرزّاق صنعانی در مصنّف که بسیار کتاب خوبی است، مال اهل تسنن عن معمّر عن جابر عن عکرمه عن ابن عباس قال صلی اللَه علیه و آله و سلم که ایشان فرمودهاند: لاضرر و لاضرار و این قاعده را حضرت بیان کردهاند. روایت ناظر به همان مسألهای است که ما قبلاً گفتیم. ببینید در منازل سابق _چون ما خودمان منزل خراب کردهایم واین را دیده ایم _ در منزلهای سابق اگر شما نگاه کنید میبینید که این چوبها توی هم دیگر رفته است. یعنی از این ملک رفته چوب توی آن ملک، از آن ملک آمده است توی ملک بغلی، این چوبها را توی هم دیگر قرار میدادند به خاطر اینکه خب اینها محکم تر باشد. فرض کنید که خب سقفی که دارند میزنند اگر چوب همان جا باشد این شاید آن استحکام را نداشته باشد تا اینکه چوب را بلندتر بگیرند که این داخل در ملک آن بشود که این سقفی که روی آن وارد میشود، این بتواند بهتر نگه دارد این سقف را. این یک رسمی بوده است که سابق انجام میدادند. مخصوصاً با توجه به مصالحی که در آن موقع بود و این وسائل امروزی نبوده است، منازلی که اگر میخواستند چوب محدود بگذارند آن استحکام کافی را نداشته است. خودمان آن منزلی را که در مشهد خراب کردیم، چوب همسایه یک متر و نیم آمده بود توی سقف این منزل، آن وقت از این هم رفته بوده آن تو که همۀ آنها را ارّه کرده بودند تا اینکه چیز کنند. در واقع میتوانیم بگوئیم اینها هم دیگر را مثل کلاف داشتهاند. یک دفعه نگاه میکردی شما میدیدی توی یک محلّه که این خانه بوده چند تا خانۀ دیگر این چوبها توی هم دیگر هستند، این چوبها فرو رفته بود. البته از نظر استحکام میگفتند این قسم بهتر است. یک همچنین حقی در آن زمان ظاهراً برای همسایه بوده است که مشترکاً وقتی که با هم دیگر یک منزلی میساختند، این چوبش را برمیدارد کمی درازتر میگیرد که سقف آن هم روی این باشد، این هم همین طور نسبت به بقیّه.

