جلسه ۱۳
6اینها یک نکاتی است که ما داریم از این روایت در میآوریم، به این میگویند فقه الحدیث و شَمُّ الفقاهه، این دو جهت. شَمُّ الفقاهه و فقه الحدیث این است که انسان آن نکاتی که این روایت بر اساس آن نکات پی ریزی شده است آن نکات را استنتاج کند، آن وقت اینها مبانی برای استنباط او واقع میشود که در موارد دیگر این مبانی را به کار ببرد که الآن که حضرت آمدند این شتری که مریض بود اینطور حکم کردهاند، حالا که سالم شد اینطور حکم کردهاند دلیلش چیست؟ دلیلش این است که الآن تو داری نود درهم به این شخص ضرر وارد میکنی. الآن نود درهم پول گوشت با پول شتر سالم دو پول است. پول گوشت ده درهم است، پول شتر سالم صد درهم است. نود درهم در ازای سلامت در اینجا هست که به واسطۀ کشتن شتر و سر پوست به تو دادن، نود درهم به طور کلّی از بین میرود. من باب مثال هشتاد درهم از بین میرود، هفتاد درهم از بین میرود. این آن وقت ضرر به او وارد میشود. ولی نسبت به تو ضرری وارد نمیشود زیرا تو آمدی فقط سر و پوست را خواستهای. چه شتر مریض باشد سر و پوست را به تو میدهند، شتر سالم باشد باز سر و پوست را میدهند. تو که ضرری نکردهای در اینجا. پس بنابراین در اینجا این ضرر متوجه شخصی میشود که این در اینجا هشت درهم داده است. آن وقت چون در اینجا دیگر شتر موضوعش عوض میشود از این نقطۀ نظر دیگر پول تو داخل در بقیّۀ پولها میشود و مسأله، مسألۀ خمس میشود.
این هم یک روایت که در اینجا باز این روایتِ لاضرر و لاضرار، حکم وضعی را در اینجا می گیرد یا جعل حکم وضعی در اینجا می کند و باعث عدم ایجاد ضرر میشود. این هم یک روایت که روایت قسمت عین مشترکه است.

