جلسه ۱۳
5مطلب دوّمی که در اینجا هست، این هست که این شخص که گفت: پوست و سرش را بده به من، به واسطۀ پوست و سر دادن، این الآن متضرّر میشود. این الآن حکم آن نخله را پیدا میکند. آن نخله ای که الآن سر جا و برپا هست وقتی که او میگوید: نصف از این نخله را قطع کن و بده به من این الآن نسبت به حیات نخله، آن شریک دیگرمتضرّر میشود. درست است که نصف نخله را الآن به شریکش داده است، ولی آن نصف نخله، آن نصف نخلهای است که دیگر حیاتش را از دست داده است و تبدیل به چوب شده است. خب ضرر این را چطور شما در اینجا تدارک میکنید؟ و آن شخص حق حیات دارد نسبت به نخله، الآن هم وقتی شتر سالم میشود این شخص نسبت به این شتر حق حیات دارد. یعنی نسبت به سلامت این شتر حقّ حیات دارد. اگر بخواهند این شتر را از بین ببرند، این شخص نسبت به این متضرّر میشود، نسبت به حق حیاتی که راجع به این شتر دارد تضرر پیدا میکند. پس بنابراین به طور کلی باز موضوع عوض میشود. یعنی به خاطر تبدّل موضوع که از حال مرض برگشته است به حال صحّت، از این نقطۀ نظر اگر بخواهند این شتر را بکشند ضرر ایجاد میشود چون شتری را میکشند که میخواهند از گوشتش استفاده کنند ولی شتری که سالم میشود، از این شتر برای باربردن استفاده میکنند، از حرکتش استفاده میکنند و به خاطر همین هم شتر از ده درهم تبدیل شده به دَنانیر والا خود گوشتش از اوّل ده درهم ارزش داشت اینی که می خواستند ده درهم بفروشند به خاطر گوشتش هست که ده درهم ارزش دارد، چرا تبدیل به دنانیر شد؟ به خاطر سلامت. پس الآن من باب مثال ده درهم پول گوشتش شده است و نود درهم پول سلامتش شده است. در حالتی که شما که میخواهید سر و پوستش را بگیرید نود درهم به این الآن داری ضرر میزنی. لذا در این صورت باید خمسش را از این نقطۀ نظر بپردازی.

