جلسه ۱۳
3یک نخلی بوده است بین دو نفر که هر دو مالک این نخل بودهاند ظاهراً نخل خشک شده است و یا اینکه خشک هم نشده است این سر جایش بوده است. یکی گفته است که: من این را میخواهم که نصفش کنیم، من میخواهم از چوبش استفاده کنم. اینطور که از لسان روایت بر میآید این است که خشک نبوده است و گفته است میخواهم از چوبش استفاده کنم و نصفش را بده میخواهم بروم. حضرت فرمودند: این نصفهای که میخواهی بکنی این ضرر به دیگری وارد میشود. یعنی ضرر به حیات نخله وارد میشود. و حق او از بین میرود، حالا تو میخواهی از حقّت صرف نظر بکنی او که نمیخواهد صرف نظر بکند. این را باید قیمت کنند، این شخص نصف قیمت این درخت سالم را بپردازد و جلوی این ضرر گرفته بشود.گرچه این نخل مال این دو تا هست، ولی با نصف کردن درخت، به این شخص ضرر وارد میشود. که لاضرر و لاضرار فی الاسلام در اینجا هست. گرچه روایت مرسل است، ولی فی الاسلام دارد که حالا انشاء اللَه در بحث اینکه آیا این قاعده، مذیّل به فی الاسلام هست یا مذیّل به فی الاسلام نیست؟ و در دوران امر بین زیاده و نقیصه، انشاء اللَه عن قریبٍ یک بحث اینطوری هم در آینده داریم.
و نظیرش را در موارد دیگر هم بیان کردهاند، و نظیر آن قضیه، آن است که امام صادق علیه السلام در صحیح غنوی که مروی در کافی هست، حضرت میفرماید: فی رَجلٍ شَهدَ بَعیراً مَریضا. این روایاتی که من میخوانم به خاطر این است که این همه خیلی چون از نظر سند، خیلی سندش متقن نیست از باب تأیید ما این روایتها را میخوانیم تا اینکه به بحثهای مهم لاضرر برسیم. چون اینها خیلی در همین روایات گرچه به حدّی رسیدهاند که آن روایت مستفیض بشود یا اینکه روایت به تواتر برسد که به نظر من روایت، روایت تواتر نباشد حداقل مستفیض هست. این روایتها حُسنی که دارد این است که مواردی که این روایتها در آن مورد آمده است، راه گشای استفادۀ ما هست در احکام وضعی و احکام تکلیفی که بعداً میآئیم اینها را میخوانیم، اینها را عرض میکنیم که آیا روایت ناظر به حکم تکلیفی است یا اینکه ناظر به حکم وضعی است و از نظر توسعه و تضییق در چه مرحلهای ما میتوانیم از این قواعد استفاده کنیم. اینها خیلی به درد اینها میخوردکه شما میبینید در اینجا روایت ناظر به حکم وضعی است و جلوی تنصیف را گرفته در این اینجا، در این روایت، گرچه خب سند ندارد، ولی بالاخره روایتی است که نقل شده است و ما بایستی که روی آن نظر کنیم.

