جلسه ۱۳
13جواب: این بحث را ما قبلاً در بحث منع فضل ماء کردیم، این مسأله مربوط به قنات طبیعی است. در آن بحث منع فضل ماء عرض شد که در آن زمانها اغلب این قناتهایی که میکندند، اینها قبلاً قناتهایی وقفی بوده است. و اینها آبار و قنواتی بوده است که اینها را میکندند و جهت عام المنفعهای داشته است. اگر یک حقی پیدا میشد نسبت به شخصی، حق تقدّم و الوّیت بوده است، این به طور کلّی و امّا راجع به ...
...اینکه ملک شخصی باشد، راجع به این استفادۀ شخصی و استفادۀ از مواشی را امثال شیخ فتوی دادهاند و همان ارتکاز عقلایی بر این است که استفاده میشود ولو اینکه...، ولی از نظر نخل و مشارب نخل و زرع کسی فتوی نداده است، آن آب زیادی را میطلبد و جلب میکند. استجلاب آب زیاد را میکند. از این نقطۀ نظر میتوانیم بگوئیم که این روایت مربوط میشود به همان آبار موقوفه یا قنوات موقوفه که اینها ملک شخصی نبوده است و آنها حق تقدّم داشتهاند. آن مسأله مربوط به مواشی و استفادۀ شخصی انسان است، که در آنجا آن ملکیت دخالت ندارد و همان حکم عقلایی در آنجا این است که این استفادهها را شخص انجام میدهد، در صورتی که آب زیاد باشد، مسألهای نیست و اشکال ندارد. ولی راجع به زراعت و امثالها چون خیلی آب میبرد و استجلاب آب زیاد میکند، در آنجا کسی فتوی نداده است. البته بعضی از اهل تسنن فتوی دادهاند ولیکن از خاصه فتوای به مزرعه و مشارب نخل و زراعت و مساقات داده نشده است، و فتوی داده نشدن هم به خاطر همین ارتکاز عقلایی است که یک وقتی یک کسی میگوید مواشی بیایند آب بخورند، یک وقتی میگویند سه ساعت آب را در مزرعه ول بکنند. خب این خیلی فرق میکند، آن آب همه هدر میرود، خب این آب چاه کم میشود ، غیر از اینکه یک بشکه و یک سطل و دو سطل آب خوردن و یک استکان آب برداشتن...

