جلسه ۱۳
12یک وقتی مسأله، مطلبی است که در مورد مستحباب است، در مورد مکروهات و امثال ذلک است در این موارد خب ما میتوانیم مراسیل صدوق و بزرگان را به عنوان اینکه اینها عنایت داشتهاند، آن جهت بلاغ را در آنها لحاظ بکنیم و امثال ذلک. و یک وقتی نه، مسأله، مسألۀ حکم و فتوای است و مسأله، مسألۀ وجوب است و مسأله، مسألۀ حرمت است، مساله، مسألۀ عرض و مال و نفوس و این حرفها است روی این حساب ما نمیتوانیم مراسیل صدوق را در حکم مسانید تلقی کنیم، و آنچه را که ایشان به عنوان فتوی نقل کردهاند به عنوان روایت تلقّی بکنیم. این مطلب را ما نمیتوانیم انجام بدهیم. بله به عنوان تأیید میتوانیم ذکر بکنیم، و با این مرسل یک روایت را بر روایت دیگر ترجیح بدهیم در مقام تعارض و امثال ذلک، میتوانیم این کار را انجام بدهیم. امّا اینکه به عنوان یک دلیل مستقل بگیریم یک همچنین جرأتی را من ندارم، حالا دیگر این بسته است به نظر بقیّه هست که تا چه حدّ بتوانند جرأت بکنند. در مورد احکام وضعی یا در مورد تکلیفات چه به عنوان وجوب و چه به عنوان حرمت ما به مراسیل صدوق نمیتوانیم اعتماد بکنیم، مگر اینکه آن مسانیدش را پیدا بکنیم.
بحث ما فردا راجع به این است که آیا قید فی الاسلام هست در لاضرر و لاضرار یا اینکه فی الاسلام نداریم. گرچه خیلی تفاوتی نسبت به اصل قضیه ندارد. امّا خب بالأخره این بحث را کردهاند ما هم انجام میدهیم. در موارد دیگر مفید است همان بحث زیاده و نقیصۀ معروف است که ببینیم در چه مواردی است. بحث، بحث خیلی مفیدی است ولو در اینجا خیلی موضوع نداشته باشد، خیلی مطلب نداشته باشد، آن یک بحث دیگر است
سؤال:آیا در مسألۀ مشارب نخل فرق نمیکند که این قنات ملک کسی باشد یا اینکه یک قنات طبیعی باشد؟

