جلسه ۱۲
6لذا ما این مطلب را در خیلی جاها میبینیم مثلاً فرض بکنید یک شخصی یک باغی را حیازت میکند. در اصل آن باغ که حیازت کرده، حرفی نیست در این که مالک میشود ولی ما میبینیم که این اگر میخواست کسی در این باغش نیاید، خب دور این باغ را دیوار میکشد و در میگذارد. این که الآن دیوار نکشیده و در نگذاشته معنایش این است که گوسفند میتواند بیاید اینجا، سگ توی این باغ میتواند بیاید، حیوانات هم میتوانند بیایند، آدم هم بیاید اشکال ندارد، امّا تصرف در این باغ، این دیگر داخل در سیرۀ عقلائیه نیست، تصرف از میوۀ این باغ، اما آمدن و نشستن این کشف ظهور است، کشف مقامی است، مقام مقام اجازه است و ظهور مقامی دارد بر اجازه. چرا منزل را در گذاشتند؟ به خاطر اینکه شخص میگوید کسی داخل ملک من نشود، اما این شخص که یک باغ درست کرده و همینطور ول کرده، فقط چیز است، این دلالت مقامی دارد بر اینکه رفتن در اینجا و استفاده از سکونت در اینجا بلا مانع است این را میگویند سیرۀ عقلائیه، یعنی این سیرۀ عقلائیه کشف میکند از رضای مالک به این لحاظ که اگر این میخواست تصرف نشود در مالش، میبایست دورش را حصار بکشد تا اینکه تصرف نشود و همینطور از همین باب سیرۀ عقلائیۀ ما که شارع امضاء کرده، حق المارَّه هم از این باب است.
وقتی که شخصی دیوار کشیده بعد شاخههای آن درخت در این شارع و ممّر آمده، اگر این شخص میخواست که کسی از این درختش استفاده نکند میرفت این شاخهها را قطع میکرد، موازی با این دیوار شاخهها را میبرید اینکه الآن شاخه آمده در اینجا و این هم اعتنایی ندارد این دلالت حالش بر این است که اگر اینجا یک میوهای بود، دستت رسید، اشکال ندارد بکنی و میتوانی تو انجام بدهی، این را حکایت حال میگویند، این را دلالت حال میگویند در اینجا، یعنی میخواهم بگویم سیرۀ عقلائیه صرف یک عادت نیست، سیرۀ عقلائیه یک منشأ نفسانی دارد، عُلقۀ نفسانی در اینجا لحاظ شده که عقلا این سیره را در پیش میگیرند، نه اینکه فقط صرف عادت باشد، اگر صرف عادت باشد کشف از رضای شارع در اینجا نمیکند، پس بنابراین در اینجا این دلالت، دلالت حال است، در مورد انهار هم همینطور است.

