جلسه ۱۲
9الآن شما نگاه بکنید که اگر این آیه نبود، اگر این آیه را نداشتیم ما در یک چنین مواردی چه میکردیم؟ مثلاً میآمدیم منزل آقا شیخ مسلم در آنجا وارد میشدیم از راه رسیدیدم ما را دعوت کرده خودش گذاشته رفته بیرون خوب ما وارد میشویم میبینیم گرسنهمان است همینطوری دست روی دست بگذاریم؟ لا یحّل مال امرء مسلم الإ بطیب نفسه، الناس مسلطون علی اموالهم! همینطور دست روی دست بگذاریم تا ایشان بیاید؟! بلکه تا یک ساعت دیگر نیاید ما غش کنیم، ما در اینجا میگوئیم خب پاشو برو بخور، حالا نیامده که طوری نیست، خوشحال هم میشود بر فرض، نه اینکه فرضاً خوشحال میشود حتماً خوشحال هم می شود. یا پدرتان یا اینکه مادرتان یا برادرتان یا صدیقتان یا آن خانهای که کلیدش را دارید، یعنی آن شارع که آمده در اینجا احکام را بیان کرده جعل حکم نکرده در قبال حکم عقلاء، عقلاء هم همین کار را میکردند، لذا اگر یک کسی شما را دعوت کند و شما نسبت به او غریبه باشید،کاری داشتید، رفتید پیش او، رفتید در دفترش، رفتید در محلّ کارش، آیا این حکم شامل میشود؟ هیچ وقت شامل نمیشود، عقلاء نمیگویند پاشو برو، ولی میگویند رفقیت است، رفیقت این حرفها را ندارد. پس شارع نیامده در اینجا تأسیس حکم بکند، تشریع بکند، جعل بکند، شارع آمده در اینجا امضاء کرده، پس بنابراین ریشۀ این جعل شارع، به امضاء برمیگردد، به امضای عقلائیه.
روی این حساب حکم عدم حلّ و حکم عدم تصرّف، دائر مدار سیرۀ عقلائیه میشود، مگر در آن مواردی که شارع نص به خصوص داشته باشد بر اینکه این سیرۀ عقلائیه را قبول ندارم. من باب مثال در خیلی از موارد که مثلاً عرف و عادت در آنها لحاظ نمیشود و ما نمیتوانیم آن را جزء سیرۀ عقلائیه بدانیم، بین سیرۀ عقلائیه و بین سیرۀ عرفیه وامثال ذلک ما فرق میگذاریم که انشاءالله بعداً آن بحثش را هم میکنیم که در بعضی موارد مثل بیع ربا و امثال ذلک تحریم کرده، بیع ممیّز را تحریم کرده در آن موارد بالا، بیع صبی را تحریم کرده و آن را جائز نشمرده و سایر مواردی که مثلاً آمده بیع کالی به کالی را باطل شمرده، خب ممکن است یک عرفی بیع کالی به کالی را انجام بدهد و اشکال نداشته باشد، شارع در بعضی از موارد تخصیص میزند، لا یحلّ مال امرء مسلم بکلّیتّه و اطلاقه و یا الناس مسلطون علی اموالهم به اطلاقه، این در اینجا انصراف به آن موارد سیرۀ عقلائیه دارد، عقلاء در اینجا میگویند اشکال ندارد؛ گرچه طرف مقابل هم راضی نباشد، به آن مقدار که اضرار به او وارد نباشد که زیادی است، میگویند اشکال ندارد، راضی هم نبود؛ جلویش را میگرفت، نمیگذاشت که در...،

