اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی «لاضرر» در حدیث شفعه و منع فضل ماء (4)

0
قواعد فقهیه

موضوعات این درس: * نحوۀ ملاحظۀ حکمت در انشاء حکم * عدم امکان تعمیم اعتباری علت حکم * جواب برخی به اشکال مرحوم نائینی، به‌وسیلۀ اخذ «لاضرر» به‌عنوان حکمت جعل شفعه * نقد مؤلف بر اخذ «لاضرر» به عنوان حکمت جعل شفعه * نقد اشکال مرحوم نائینی، با استناد به دلالت «لاضرر» بر رفع حکم ضرری و جعل حکم رافع ضرر * دلالت «لاضرار» بر رفع حکم إضراری و جعل حکم رافع إضرار * عدم امکان رفع حکم ضرری و إضراری بدون جعل حکم رافع ضرر و إضرار * تذییل حدیث شفعه و حدیث منع فضل ماء به‌عنوان دو دلیل دیگر بر قاعدۀ لاضرر * اهمیت لحاظ حالت تخاطب با شارع در استنتاج احکام

بررسی «لاضرر» در حدیث شفعه و منع فضل ماء (4)

16
  • در لسان ائمه هم می‌بینیم فرض کنید که شخصی از حضرت سؤال می‌کند که در یک روایتی هست که یک بندۀ خدایی که مریض بود و آب برایش ضرر داشت و جنب شده بود این را غسلش دادند. مرد. حضرت فرمود: قاتلهم اللَه قَتَلو هلّا... چرا تیممش ندادند؟ یعرف هذا و اَشباهه من کتاب اللَه، حضرت دارند می‌گویند که اینها یک مسائل روشن است یعنی خودت عقلت را به کار بینداز خودت عقلت را به کار بینداز. در یک همچنین موردی، الآن جان این شخص مهم تر است یا رفع جنابت با مائیّه، آن مهمتر است؟ کدام یک ؟ 

  • این همینی است که من عرض کردم که خود ائمه کیفیت ورود در حکم را به روات دارند تعلیم می‌کنند. که خودت بفهم قضیه را، خودت قضیه را متوجه باش که مثلاً باید بدانی. اگر فرض کنید آمدند از تو این قضیه را سؤال کردند با همان عقلی که خدا به تو داده می‌توانی جواب قضیّه را بدهی. اینطوری حضرت دارند می‌گویند دیگر، نگاه کن! تو که او را کشتی؟! چرا سؤال نکردی خب اینکه از کتاب خدا معلوم می‌شود. یا در مورد آن جبیره وقتی که آمد سؤال کرد حضرت فرمودند یعرف هذا و اشباهه من کتاب اللَه یعنی دیگر مشخص است. راه را حضرت نشان می‌دهند یعنی نحوۀ برخورد با احکام به این کیفیت است به این مطلب هست که خیال نکنید که احکام عبارت هستند از یک مجموعۀ خشکی که آن مجموعۀ خشک هیچ ارتباطی با عالم تکوین و با مصالح و مفاسد ندارد. نه ما یک احکام خشک نداریم اینها کلامی است که برخاسته از فطرت و برخاسته از واقع و نفس الامر است. این است قضیّه .

  • این که الآن مرسوم است می‌گویند ما اصلاً هیچ کاری به شارع نداریم، شارع در مقام جعل، جعل کرده است نه ما می‌دانیم و نه می‌فهمیم، چه کار می‌کنیم...، احکام که اینگونه نیستند بلکه همۀ احکام دائر مدار همان عالم انطباق تکوین با تشریع و امثال ذلک است که اگر دیدید در یک جایی تکوین یک مختصر تغییری پیدا می‌کند باید بدانیم که حکم در اینجا باید عوض بشود، تغییر پیدا بکند. وقتی که یک جهت مهمی دارد در اینجا زیر پا می‌رود باید بدانید که یک جای این حکم [ایراد دارد] در اینجا اشکالی به قضیه وارد هست. به هر صورت دیگر...