
بررسی «لاضرر» در حدیث شفعه و منع فضل ماء (4)
موضوعات این درس: * نحوۀ ملاحظۀ حکمت در انشاء حکم * عدم امکان تعمیم اعتباری علت حکم * جواب برخی به اشکال مرحوم نائینی، بهوسیلۀ اخذ «لاضرر» بهعنوان حکمت جعل شفعه * نقد مؤلف بر اخذ «لاضرر» به عنوان حکمت جعل شفعه * نقد اشکال مرحوم نائینی، با استناد به دلالت «لاضرر» بر رفع حکم ضرری و جعل حکم رافع ضرر * دلالت «لاضرار» بر رفع حکم إضراری و جعل حکم رافع إضرار * عدم امکان رفع حکم ضرری و إضراری بدون جعل حکم رافع ضرر و إضرار * تذییل حدیث شفعه و حدیث منع فضل ماء بهعنوان دو دلیل دیگر بر قاعدۀ لاضرر * اهمیت لحاظ حالت تخاطب با شارع در استنتاج احکام
بررسی «لاضرر» در حدیث شفعه و منع فضل ماء (4)
13جواب: چه فرقی میکند؟ صحبت در این است که شارع با لاضرر و لاضرار میخواهد بگوید ما جلوی ضرر را میخواهیم بگیریم در جامعه. این جلوی ضرر را گرفتن در جامعه چگونه محقق میشود؟ اگر شارع صرفاً بیاید و بگوید: آقا، بنده احکام ضرری جعل نکردم. میگوئیم خب حالا بابا این زده است توی سر آن، میگوید خب حالا زد دیگر، ببخشد او را. خب اینکه چیز نشد، تو باید بروی دیات جعل کنی، قصاص جعل کنی تا به خاطر قصاص طرف نیاید بزند توی سر تو. امّا اگر شارع آمد و گفتش نه، بله خیلی کار بدی کردی حال زدی توی سرش کار اشتباهی کردهای امّا دیگر نیامد بگوید لاضرر...، [دراین صورت] کاری نشده. همان لاضرر سر جایش است. یعنی یک قانونی بیاید جلوی متخلّف را بگیرد و نگذارد تخلف کند. سنگ روی سنگ بند میشود؟ میتواند شارع بیاید و بگوید لاضرر و لاضرار؟ نمیتواند.
أضف إلی ذلک به اینکه اصلاً اگر ما تفسیر اوّل را هم بگیریم که محطّ کلام ما در اینجا است. اگر ما آمدیم گفتیم که آن معنای عرف و آن معنای مشهور درست است که شارع ابتداءً حکم را داده باز در اینجا حدیث شفعه معلل به این ذیلش است چرا؟ به جهت اینکه در عالم واقع و در عالم ثبوت احکام خالی از احکام خمسه که نیستند، واجب داریم و حرام و کراهت و استحباب و اباحه، آن وقت در اینجا ما قیاس میکنیم ما لحاظ میکنیم، عقل در اینجا حکم میکند به قضیۀ منفصلۀ حقیقیّه که الآن در این مورد من باب مثال شارع آمده و گفته لاضرر و لاضرار و در اینکه شارع احکام ضرری جعل نکرده ما در آن حرفی نداریم، بسیار خب، شارع احکام ضرری جعل نکرده، در یک مورد شخصی آمد سیلی زد به گوش شما و شارع در این مورد حکمی را جعل نکرده، تاوانی را جعل نکرده، دیهای را جعل نکرده، قصاصی را جعل نکرده، در این مورد، ما میگوئیم این مورد در عالم ثبوت و در عالم واقع چه حکمی دارد؟ آیا تاوان برای این وجود دارد؟ یا اینکه تاوان مستحب است یا مباح؟ منفصله، منفصلۀ حقیقیّه است.یا اینکه شارع در اینجا تاوانی را جعل کرده و به ما نگفته است؟ پس بنابراین در اینجا جعل شده ولی به دست ما نرسیده، ابلاغ نشده، پس در اینجا حکم هست، یا اینکه شارع آمده است در اینجا مسأله را به عرف و عقل واگذار کرده یعنی احکام عقیله را در اینجا امضاء کرده، باز در اینجا جعل حکم کرده است، جعل حکم عدم ضرر کرده برای رفع ضرر. اگر بگوئیم شارع در اینجا اصلاً ساکت است یعنی گفته خودتان میدانید نه من شما را احالۀ به عقل میکنم و نه احالۀ به عرف میکنم و نه خودم در اینجا حکم آوردهام، پس بنابراین شارع در اینجا حکم ضرری را آمده جعل کرده، با سکوتش و با امضاءاش تجویز ضرر در اینجا کرده دیگر نمیتواند بگوید که من در اینجا حکم ضرری را برداشتم. یعنی سکوت شارع در اینجا خودش جعل حکم ضرری است. آن وقت با اینکه قبلاً آمده گفته در اسلام حکم ضرری جعل نشده این دو تا با هم منافات پیدا میکند.
