
بررسی «لاضرر» در حدیث شفعه و منع فضل ماء (4)
موضوعات این درس: * نحوۀ ملاحظۀ حکمت در انشاء حکم * عدم امکان تعمیم اعتباری علت حکم * جواب برخی به اشکال مرحوم نائینی، بهوسیلۀ اخذ «لاضرر» بهعنوان حکمت جعل شفعه * نقد مؤلف بر اخذ «لاضرر» به عنوان حکمت جعل شفعه * نقد اشکال مرحوم نائینی، با استناد به دلالت «لاضرر» بر رفع حکم ضرری و جعل حکم رافع ضرر * دلالت «لاضرار» بر رفع حکم إضراری و جعل حکم رافع إضرار * عدم امکان رفع حکم ضرری و إضراری بدون جعل حکم رافع ضرر و إضرار * تذییل حدیث شفعه و حدیث منع فضل ماء بهعنوان دو دلیل دیگر بر قاعدۀ لاضرر * اهمیت لحاظ حالت تخاطب با شارع در استنتاج احکام
بررسی «لاضرر» در حدیث شفعه و منع فضل ماء (4)
10جواب دیگر که به مرحوم نائینی داده شده این است که اصلاً قاعدۀ لاضرر، این به معانی متفاوتی تفسیر شده و این تفاوت در معانی، منافاتی با حدیث شفعه ندارد. چون یا این که این قاعده دلالت میکند بر نفی حکم ضرر ابتدایی، اگر اینطور باشد، پس بنابراین ما در اینجا میگوئیم که این قاعده، حکمت است. به خاطر این که در حدیث شفعه دیگر این قاعده نباید بیاید چون در حدیث شفعه نه اینکه ضرر ابتدایی جعل نشده بلکه اصلاً جعل حکم شده، تشریع حکم شده. همین اخذ به شفعهای که آن شریک میکند این اخذ به شفعه جعل حکم است دیگر،تشریع حکم است دیگر نه اینکه ما بگوئیم در اینجا حکم جعل نشده ما کاری به عدم جعل نداریم، ما در حدیث شفعه جعل حکم را در اینجا لحاظ کردیم. پس بنابر این اگر ما تفسیر بکنیم قاعدۀ لاضرر را به عدم جعل حکم ضرر ابتدایی که شارع آمده گفته در اسلام حکم ضرری ما نداریم. اگر اینطور تفسیر بکند این قاعده را، این قاعده در اخذ به شفعه میشود حکمت. به خاطر اینکه این قاعده در این صورت معنایش این است که ضرر در باب شفعه نیست. در بعضی از موارد هم که ضرر نیست در این صورت باز اخذ به شفعه است. پس معنای این قاعده در حدیث شفعه میشود معنای حکمتی که این را قبلاً عرض کردیم یعنی منافاتی دیگر در این صورت نیست.
امّا اگر ما آمدیم این قاعده را به معنای دیگری تفسیر کردیم، گفتیم قاعده نمیخواهد بگوید در اسلام حکم ضرری جعل نشده بلکه بالاتر از این میخواهد بگوید، میخواهد بگوید در اسلام تسبیب نفی ضرر در اینجا شده. یعنی شارع آمده با قاعدۀ لاضرر نه تنها گفته است که حکم ضرری نیست، بلکه جعل حکم کرده برای رفع ضرر، لاضرر نمیگوید حکم ضرری جعل نشده است لاضرر میگوید تسبیب نفی ضرر در اینجا شده است یعنی جعل تسبیبی کرده شارع برای نفی ضرر. ریشۀ ضرر را شارع برداشته، سبب برای ضرر را شارع برداشته.
