
بررسی «لاضرر» در حدیث شفعه و منع فضل ماء (4)
موضوعات این درس: * نحوۀ ملاحظۀ حکمت در انشاء حکم * عدم امکان تعمیم اعتباری علت حکم * جواب برخی به اشکال مرحوم نائینی، بهوسیلۀ اخذ «لاضرر» بهعنوان حکمت جعل شفعه * نقد مؤلف بر اخذ «لاضرر» به عنوان حکمت جعل شفعه * نقد اشکال مرحوم نائینی، با استناد به دلالت «لاضرر» بر رفع حکم ضرری و جعل حکم رافع ضرر * دلالت «لاضرار» بر رفع حکم إضراری و جعل حکم رافع إضرار * عدم امکان رفع حکم ضرری و إضراری بدون جعل حکم رافع ضرر و إضرار * تذییل حدیث شفعه و حدیث منع فضل ماء بهعنوان دو دلیل دیگر بر قاعدۀ لاضرر * اهمیت لحاظ حالت تخاطب با شارع در استنتاج احکام
بررسی «لاضرر» در حدیث شفعه و منع فضل ماء (4)
11این سببِ ضرر را برداشتن به دو صورت ممکن است محقّق شود. صورت اول اینکه جعل حکم ضرری نکند ابتداءً یعنی اوّلاً بلا اوّل احکام تشریعی، احکام ضرری نباشد. این به یک صورت. اینکه احکامی را جعل کند که آن احکام تدارک ضرر را بکند. یعنی اگر شخصی ضرری به کسی وارد کرد شارع میآید برای تدارک آن ضرر، جعل میکند حکمی را که به واسطۀ آن، ضرر را نفی میکند. اگر شما زدید شیشۀ همسایه را شکستید این ضرری که وارد شد به همسایه، شارع در اینجا میآید جعل تاوان میکند، باید بروید غرامتش را بپردازید. پس جعل غرامت، جعل تسبیب نفی ضرر است. پس در جعل تسبیب، دو چیز لحاظ شده، یکی نفی در اینجا لحاظ شده که احکام ابتداییِ ضرری رفع شده. و یکی اثبات در آنجا لحاظ شده یعنی احکامی که موجب رفع ضرر باشد شارع اینها را تشریع کرده و همین طور در لاضرار.
در لاضرار یکی میآید میگوید احکامی که موجب اضرار یکی بر غیر باشد آن احکام اوّلاً بلا اوّل جعل نشده است. فرض کنید که میگویند در دین مسیح_ من نمیدانم حالا این درست است یا غلط است_ میگویند اگر یک کسی زد توی گوشت تو این طرف صورتت را بیاور یکی دیگر هم بزند! خب این جعل شده اصلاً در دین مسیح البته دین قلابی آنها این را میگوید نه دین واقعی آنها. اصلاً این حکم در دین مسیح جعل ابتدایی حکم اضرار است دیگر. یعنی وقتی یک کسی سیلی به تو میزند آن یکی را هم بیار جلو و بگو بزنند عیبی ندارد. زورگویی و تشریع ظلم، تشریع ظلم جعل حکم اضرار است ابتداءً، این یکی، دوّم اینکه علاوه بر اینکه همچنین احکامی در اسلام نیست علاوه بر آن اگر شخصی آمد اَضَرَّ بغیره، در صورت اضرار به غیر، شارع تسبیب رفع اضرار را کرده، جعل حکم رفع اضرار کرده.
