
بررسی «لاضرر» در حدیث شفعه و منع فضل ماء (3)
موضوعات این درس: * اشکال دوم مرحوم نائینی بر تذییل حدیث شفعه به «لاضرر و لاضرار» * نقد اشکال دوم مرحوم نائینی * اشکال سوم مرحوم نائینی بر تذییل حدیث شفعه به «لاضرر و لاضرار» *نقد اشکال سوم مرحوم نائینی * مَا حصل رابطۀ حقّ شفعه و لاضرر
بررسی «لاضرر» در حدیث شفعه و منع فضل ماء (3)
7سؤال:...؟
جواب: عرض کردم آن حق، حق مسببّی است چون آن شخص به این شخص ضرر نمیزند، این نسبت به این قضیه حق پیدا شده، نسبت این قضیه این است.یعنی چون من میخواهم ضرری از این نقطۀ نظر اشاعه به من نرسد من آمدم با تو شریک شدم ولی چرا نرفتم با حسن علی شریک بشوم؟ چرا نرفتم با حسین علی شریک بشوم؟ چون این مال، مال مشاع است، چون من قدرت ندارم همۀ زمین را بخرم دنبال یک شخصی میگردم که آن در اشاعه ضرری متوجه من نکند حالا شما باشید یا یکی دیگر باشد من فقط میخواهم راحت باشم در این زمین، راحت باشم در این خانه، این حق در اینجا ایجاد کرده.
سوال: ...؟
جواب : نه اصلاً من مبنای عرفی آن را دارم میگویم، اصلاً کاری به شفعه ندارم، من اصلاً مبنای عرفی شفعه را میگویم. مبنای عرفی شفعه این است که طرف عاشق چشم و ابروی او که نشده. میخواهد بیاید در یک جا زندگی بکند که ضرری از ناحیۀ مستأجر به این نرسد. شارع برای این یک حقّی قرار داده است حالا پس این حق میشود، حق مُسبَّب از عدم ضرر. حالا اگر در یک جایی ضرر منتفی بود خب این حق هم نیست. ولی ما میگوئیم در اینجا شارع باز حق شفعه قرارداده، این میشود حکمت.یعنی مبنای عرفی شفعه بر عدم ضرر است .
حالا البته مطلبی که شما میفرمائید به یک بیان دیگری بعداً ما در همین جا میآئیم عرض میکنیم. منتهی نه به این بیان، به یک بیان دیگر. این بیان شما همین طوری که عرض کردم مسأله به این کیفیت است. این حکمت میشود. اکثریت شامل میشود و دیگر اشکالی نیست. این جواب اوّل به مرحوم نائینی.
البته خب مثلاً فرض بکنید که نظائرش را داریم که این مبناء، مبناء اکثریت دارد و مواردی هست که حالا بعداً مثلاً عرض میکنم.
