اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی «لاضرر» در حدیث شفعه و منع فضل ماء (3)

0
قواعد فقهیه

موضوعات این درس: * اشکال دوم مرحوم نائینی بر تذییل حدیث شفعه به «لاضرر و لاضرار» * نقد اشکال دوم مرحوم نائینی * اشکال سوم مرحوم نائینی بر تذییل حدیث شفعه به «لاضرر و لاضرار» *نقد اشکال سوم مرحوم نائینی * مَا حصل رابطۀ حقّ شفعه و لاضرر

نسخه عربی

بررسی «لاضرر» در حدیث شفعه و منع فضل ماء (3)

6
  • سوال: ...؟

  • جواب: نه، این در مورد اکثریت است ما اکثریت را می‌خواهیم بگوئیم. علّت نیست. چون علّت ممکن است در خیلی موارد بیاید، در بعضی موارد حتی بیاید به شخصی بهتر از خودش بفروشد ولی در عین حال اخذ به شفعه هست 

  • سؤال: ...؟

  • جواب: به کدام؟

  • سؤال:...؟

  • جواب: ببینید آخر حق به چی تعلق می‌گیرد؟ این حق از کجا آمده؟ این نسبت به خودش حق دارد، نسبت به او که ندارد. فقط آنچه که این حق را مخدوش می‌کند ضرری است که ممکن است از این ناحیه به این برسد، همین مقدار. فرض کنید که من باب مثال حالا این مُرد، خب این به ورثه‌اش می‌رسد یا نمی‌رسد؟ به ورثه‌اش می‌رسد، حالا می‌تواند اخذ به شفعه بکند؟ نمی‌تواند. بله، اگر آنها بخواهند بفروشند و این حرفها چرا. این شخصی که الان نسبت به سه دانگ خودش حق دارد شما می‌گویید نسبت به سه دانگ دیگر هم حق دارد و چون در اینجا این حق پایمال شده لذا شارع آمده اخذ به شفعه قرار داده است. عرض من این است که این حقّی که نسبت به این است این حق، حقّ مُسببّی است نه حق سببی. به خاطر اینکه معنا ندارد این نسبت به سه دونگ دیگر حق داشته باشد، حق جوار دارد. حق جوار یعنی من، چون، با یک بینشی آمدم تو را شریک برای خودم قرار دادم و منافع خودم را در این شرکت لحاظ کردم پس بنابراین نسبت به این سه دانگ تو، از نقطۀ نظر حق جوار برای من حق ثابت می‌شود. خب تمام اینها دائر مدار این است که ضرر نباشد امّا اگر این شخص رفت و شخص بهتر از او آمد، خب این از خداش است که بیاید او را بپذیرد، آن که عاشق چشم و ابروی شریک نبوده است که آمده با این شریک شده است. این بر اساس یک تفاهم عرفی که توافق اخلاقی دارند آمده قبول کرده که مجتمعا و مشاعاً بیایند یک زمینی را بگیرند، فقط همین بوده. یعنی خصوصیّت فردیّه در اینجا لحاظ نشده است و لذا این اخذ به شفعه دارد. این شخص می‌تواند فسخ کند، اگر خصوصیت فردیه هست فسخ بکند، بگوید نه من می‌خواهم فقط با تو باشم و اگر جبرائیل هم بیاید من حاضر نیستم با او باشم. خصوصیت فردیه در اینجا لحاظ است خب شارع چرا نیامده حقّ فسخ در اینجا بگذارد؟ این که شارع آمده در اینجا اخذ به شفعه قرار داده معلوم می‌شود که خصوصیت فردیه لحاظ نیست، بلکه صرف جوار در اینجا آمده برای این حق قرار داده.آن هم بر اساس ضرر است یعنی وقتی ضرر باشد شارع آمده جلوی ضرر را گرفته. امّا اگر یک آدم خوب خیلی پاک، منزه خوبی بیاید این مال را بخرد این به جای دست درد نکند است که بیاید به او بگوید من...!