
بررسی «لاضرر» در حدیث شفعه و منع فضل ماء (3)
موضوعات این درس: * اشکال دوم مرحوم نائینی بر تذییل حدیث شفعه به «لاضرر و لاضرار» * نقد اشکال دوم مرحوم نائینی * اشکال سوم مرحوم نائینی بر تذییل حدیث شفعه به «لاضرر و لاضرار» *نقد اشکال سوم مرحوم نائینی * مَا حصل رابطۀ حقّ شفعه و لاضرر
بررسی «لاضرر» در حدیث شفعه و منع فضل ماء (3)
2اشکالی که بر مرحوم نائینی وارد میشود اولاً این است که، جملۀ لاضرار، این مناسب با شفعه هست، اینکه شما میگوئید لاضرر و لاضرار مناسبت با شفعه ندارد، نه خیر، لاضرار یعنی عدم اضرار به غیر، این مناسبت با شفعه دارد. و این به واسطۀ بیع سهم خودش، سهم مشاع، این موجب ضرر بر غیر میشود. پس این لاضرار مربوط به این است. گرچه بگوئیم لاضرر به معنای جعل حکم تشریعی نیست، نباشد ولی لاضرار که مناسبت دارد. لاضرار فی الاسلام، در اسلام ضراری نیست و چون ضرار نیست پس بنابراین آن میتوند اخذ به شفعه بکند. این اشکال اول.
اشکال دوم اینکه شما آمدید لاضرر را _ و این خیلی مسألۀ مهمی است. پاسخ از اشکال ایشان، این خیلی مهم است که بعداً ما روی این قضیه خیلی کار داریم و اصلاً محور قاعدۀ لاضَرَر و لاضرار ما روی همین مسأله است_ اینکه شما آمدید لاضرر و لاضرار را به یک تفسیری، تفسیر کردید، به یک معنایی این را تفسیر کردید که با توجه به آن معنا قائل به محذوریّت بین قاعده و بین اخذ به شفعه شدید گفتید چون لاضرر دلالت بر حکم تشریعی نمیکند، پس بنابراین مقتضای اخذ به شفعه مربوط میشود به همین مورد خاص، نه اینکه مقتضای قاعده است، و چون لاضرر دلالت بر جعل حکم تشریع نمیکند، پس بنابراین در اینجا در محذور گیر میکنیم در این اخذ به شفعه و به واسطۀ این محذوریت لذا میگوییم تناسبی بین قاعده و بین اخذ به شفعه در این حدیث نیست. و این به خاطر آن معنای ارتکازی است که شما در ذهنتان هست اما اگر آمدید لاضرر را به یک معنایی تفسیر کردید که با آن اخذ به شفعه هم سازگار است در این صورت هیچ محذوریّتی باقی نمیماند. این اشکال دوم.
و امّا اینکه ما این را چطور تفسیر بکنیم حالا میآید که ما به چه معنا تفسیر بکنیم.
