
بررسی «لاضرر» در حدیث شفعه و منع فضل ماء (2)
موضوعات این درس: * ادعای بیاعتباری روایت شفعه بهجهت تنافی با عمل اصحاب * عدم تنافی مدلول روایت شفعه با فتوای اصحاب * اشکال اول مرحوم نائینی بر حدیث شفعه * نقد بعضی بر اشکال اول مرحوم نائینی * اشکال دوم مرحوم نائینی بر حدیث شفعه
بررسی «لاضرر» در حدیث شفعه و منع فضل ماء (2)
4دوم اینکه لاضرر و لاضرار از کجا معلوم است که به عنوان یک قضاء مستقل بوده؟ شاید لاضرر و لاضرار آن شهرتش در ظلّ مواردی است که پیغمبر ضمیمۀ آن موارد کردند، مثلاً در قضیۀ سَمُرة بن جندب پیغمبر حکم کردند به قلع آن عذق انصاری، آن شخص سمره، و مذیّل کردند به لاضرر و لاضرار، مثلاً اذهب فاقطع عذقه فانه لاضرر و لاضرار یا در قضیۀ شُفعه آمدند اخذ به شفعه را برای شریک قرار دادند مذیل کردند به لاضرر و لاضرار، یا در حدیث فضل ماء در آنجا آمدند، حکم کردند به تحریم ممانعت از فضل ماء و او را مذیل کردند به لاضرر و لاضرار. ما چه دلیلی داریم بر اینکه لاضرر و لاضرار به عنوان یک قضاء مستقلی در اینجا آمده؟ ما هیچ دلیلی در اینجا نداریم.
و سوم اینکه لاضرر و لاضرار در اینجا اگر مستقل بود، این را به عنوان جوامع کلم میآوردند یا جوامع حکم میآوردند، نه اینکه به عنوان قضی رسول اللَه، در قضاء ظهور قضی رسول اللَه همیشه در مواردی است که پیغمبر یک فعلی را در خارج انجام داده، یعنی پیغمبر یک حکمی را در خارج کرده، اما اگر پیغمبر یک کلامی را بیاید مستقلاً بیان کند در ضمن خطبه و امثال ذلک، نمیگویند قضی رسول اللَه فلان، این را میگویند جزو جوامع کلم حضرت بوده و لذا مرحوم شیخ طوسی و شهید و امثال ذلک، در اقضیۀ رسول، در آنها قائل به تردید و شکّ شدند و عدم استفادۀ عموم را از اینها خواستند برسانند که در این اقضیۀ رسول، در اینجا مورد، مورد جزئی است، قضی رسول اللَه مثلاً در این مورد، گفتند که استفادۀ عموم نمیشود کرد، گفتند به خاطراینکه شاید مورد، مورد خاص باشد، بیان یک واقعۀ فعلی پیغمبر اکرم است، غیر از اینکه پیغمبر به طور عموم بیایند یک مطلبی را بیان کنند، مطرح کنند نه اینکه درضمن یک واقعه. اینی که پیغمبردریک واقعه بیایندیک حکمی بکنند، آن حکم پیغمبر، آن اختصاص پیدا میکند به همان مورد خاص و استفادۀ عموم از آن نمیشود کرد، پس بنابراین، این تایید می شود براینکه لاضرر ولاضرار هم چون جزء اقضیة النبی بیان شده، مسلم، این در ضمن یک حکمی، این مطلب بیان شده وشاید اختصاص داشته باشد به آن مورد و ما نتوانیم از آن استفادۀ عموم بکنیم، وقتی نتوانستیم از آن استفادۀ عموم بکنیم، پس استفاده میشود که این در اینجا به نحو استقلال، این را پیغمبر بیان نکرده و استقلال اثبات نمی شود. این هم، این کلام ایشان که به این وسیله خالی از وجه است و دلیل متقنی برای جمع راوی در لاضرر و لاضرار نتوانستند ارائه بدهند.
