
بررسی «لاضرر» در حدیث شفعه و منع فضل ماء (2)
موضوعات این درس: * ادعای بیاعتباری روایت شفعه بهجهت تنافی با عمل اصحاب * عدم تنافی مدلول روایت شفعه با فتوای اصحاب * اشکال اول مرحوم نائینی بر حدیث شفعه * نقد بعضی بر اشکال اول مرحوم نائینی * اشکال دوم مرحوم نائینی بر حدیث شفعه
بررسی «لاضرر» در حدیث شفعه و منع فضل ماء (2)
6سؤال: ...؟
جواب: چه؟ نمیشود دیگر، چون لا، در اینجا دلالت بر چه میکند؟
سؤال: ...؟
جواب: ببینید ما در اینجا میخواهیم بگوئیم که لاضرر، این لا، لاء نفی جنس است. این لاء نفی جنس، دارد نفی ضرر را میکند، خب، ما در اینجا یک معنا بیشتر نمیتوانیم از این کلام بکنیم، این کلام چه معنا دارد؟ یک وقت میگوئیم که لا ضرر، معنایش یعنی این که عدم جعل حکم ضرری، این معنای لاضرر است؟ یا اینکه لاضرر و لاضرار فی الاسلام، معنایش یعنی جعل حکم خلاف ضرر؟ لا به معنای نفی است، نفی هیچ وقت جعل نیست، نفی به معنای طرد است، به معنای رفع است به معنای دفع است، لاضرر یعنی حکم وضع نشده، ضرر نیست، حکم ضرری نیست در اسلام حالا یا ابتداً یا به لسان موضوع، ولی اینکه لاضرر معنایش اثباتی باشد یعنی جعل حکم خلاف ضرر، چطور یک همچنین چیزی را عبارت میرساند؟ جمله این را نمی رساند. ما نیاز به دلیل داریم نیاز به عنایت داریم، نیاز به قرینه داریم، خود سیاق لاضرر، خود ظهور لاضرر، خود لای نفس جنس مقارن با ضرر، خود این لا دلالت بر چه میکند؟ دلالت بر عدم...
سؤال: ...
جواب: چه اثباتی دارد؟ این دیگر ساکت از این است، این دلیل نیست، من میگویم لاضرر یعنی در اسلام حکم ضرری نداریم، آیا جعل حکم خلاف ضرر هم داریم؟ یک همچنین چیزی را نمیرساند، میگوید ما در اسلام حکم ضرری نداریم وقتی که حکم ضرری نداشتیم، آیا این دلیل میشود بر اینکه خلافش را هم داریم؟ یعنی جعل حکم خلاف ضرر در اسلام شده؟ آن نیاز به یک دلیل دیگر داریم، فرض کنید من باب مثال شارع نیامده ملک را به غاصب بدهد، دادن ملک به غاصب این میشود حکم ضرری، این را نفیش کرده، شارع نیامده حقوق زوجه را بر زوج ندیده بگیرد، ندیده گرفتن حقوق زوجه بر زوج این میشود حکم ضرری، شارع نیامده حقوقی که افراد نسبت به همدیگر دارند، این حقوق را ندیده بگیرد، جعل حکم ضرری را شارع برداشته، این میشود لاضرر، اما اگر شارع آمده باشد یک حکمی را جعل کرده باشد برای جلوگیری از ضرر، آیا این را هم با لاضرر میفهمیم؟ با لاضرر نمیفهمیم، این نیاز به یک دلیل دیگر دارد، او نیاز به یک چیز دیگر دارد، بله، شارع نیامده...، من باب مثال، شارع آمده گفته اگر با یمین و شاهد آمدی مطلب را اثبات کردی ملک را به تو برمیگردانیم، این میشود جعل حکم مخالف با ضرر، ضرر اول را غاصب متوجه مالک کرد، شارع آمده با جعل یک حکمی که بینّه و یمین باشد جلوی این ضرر را گرفته ولی این جلوی ضرر را گرفتن، این را با لاضرر نمیفهمیم، نیاز به دلیل دیگر داریم لذا اگر در اینجا شارع بیّنه و شاهد نیاورده بود، ما دست روی دست میگذاشتیم نمیدانستیم چکار کنیم، لاضرر آمده در اینجا گفته که ما که شارع هستیم نیامدیم احکامی را جعل کنیم که آن احکام به ضرر مردم تمام شود، اما اینکه این کلام من دلالت بکند پس یک احکامی را جعل میکنیم که آن احکام به نفع مردم باشد، نمیرساند. نائینی هم اشکالش به همین است میگوید اگر قرار باشد که لاضرر در مقام جعل حکم باشد این با لاء نفی جنس و رفع حکم ضرری در تنافی است پس نمیتواند مذیل به حدیث شفعه باشد. دیگر وقت نیست انشااللَه مفصلش برای بعد.
